,

چرا در قرآن کریم، ارث زن، نصف ارث مرد است؟

شبهه تناقض اظلم در قرآن
سید مجتبی اخلاقی
شبهه:
از منظر قرآن “چه کسی از بقیه افراد ظالم تر” است؟
در این مسئله قرآن متناقض گونه سخن گفته است:
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» (انعام: 6/ 21)
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بسته يا آيات خدا را تكذيب كرده است
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا» (بقره: 2/ 114)
ترجمه: و كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ويرانى آنها
«مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ» (بقره: 2/ 140)
وستمكارتر از كسى كه شهادتى را كه از خدا نزد اوست پنهان كند، كيست؟
پاسخ:
اولا: همه سوالات دلالت بر جنس سوال ندارند !
امثال تعبیر «و من اظلم ممن» گو اینکه همچون اصطلاحی شده اند برای نشان دادن وضعیت نیکی یا قباحت یک پدیده؛ بدون نشان دادن افضلیت و قیاس با بقیه موارد؛
فرض کنید کسی ببعد از رضایت از کار یک تعمیرکار اتومبیل بگوید: واقعا احمد “بهترین” مکانیک شهر هست و “تعمیرکار ماهرتر” از احمد چه کسی میتواند باشد؟ همه از این کلام صرفا مدح متکلم نسبت به مهارت احمد را برداشت میکنند؛ و چه بسا اساسا احمد تنها مکانیک شهر هم باشد و مجالی برای قیاس و نشان دادن افضلیت هم نباشد ولی در عین حال این کلام را صحیح میدانند چرا که غرض از ایراد آن نشان دادن مدح برای مهارت احمد بوده و ذکر تفضیل برای بیان اینگونه اغراض را صحیح میدانند.
در این آیات هم، صرفا ممکن است مقصود بیان ظالم بودن و قباحت اینگونه ظلم از جانب این افراد باشد نه مقایسه و نشان دادن اینکه چه کسی ظالم و چه کسی ظالمتر است؛
این پاسخ را سیوطی در کتاب الاتقان خود از جمعی نقل نموده است:
«وَقَالَ بَعْضُ الْمُتَأَخِّرِينَ هَذَا اسْتِفْهَامٌ مَقْصُودٌ بِهِ التَّهْوِيلُ وَالتَّفْظِيعُ مِنْ غَيْرِ قَصْدِ إِثْبَاتِ الْأَظْلَمِيَّةِ لِلْمَذْكُورِ حَقِيقَةً وَلَا نَفْيِهَا عَنْ غَيْرِهِ» (سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج 3، ص 98)
ثانیا: بر فرض حقیقی دانستن سوال؛ و اینکه استفهام انکاریست و آیات سه گانه هریک با استفهام انکاری؛ اثبات اظلم بودن مورد خود را میکنند؛ پاسخ اینست که اینها تفضیل نسبی هستند نه مطلق؛
توضیح اینکه؛ بیان تفضیل به دو گونه در محاورات متصور است و بکار میرود؛ تفضیل مطلق و تفضیل نسبی؛
تفضیل مطلق؛ یعنی بطور مطلق؛ این شخص از همه ظالمتر است و در هیچ زمینه ای؛ ظالم تر از این مورد؛ یافت نمی شود.
در مقابل تفضیل نسبی هم در محاورات استعمال میشود؛ و تفضیل نسبی میتواند هزاران مصداق داشته باشد، وهیچکدام از تفضیلهای نسبی با یکدیگر تهافت و تناقضی ندارند؛ بلکه به نسبت به هر طیفی ما یک تفضیل میتوانیم داشته باشیم؛ اگر بخواهم این مطلب در ارتباط با تفضیل نسبی را با مثال روشنتر توضیح بدهم:
فرض کنید: نسبت به اسم تفضیل “کوچکتر”؛ میتوان چندین تفضیل تصور کرد؛ مثلا:
علی کوچکتر از همه هست؛ از لحاظ سن
در عین حال حشمت از همه کوچکتر است؛ ازلحاظ قد
و در عین حال هوشنگ از همه کوچکتر است از لحاظ علم و شخصیت و …
چنانچه ملاحظه میفرمائید؛ تفضیل نسبی همچون مثالی که عرض کردم در زبان و محاورات رایج بوده و احدی آنرا متناقض نمیبیند.
حال اگر آیات؛ در هریک از آیات تفضیل مطلق اراده شده باشد؛ این تناقض رخ میداد؛ یعنی هر یک از آیات بگوید: این شخص از همه ظالمتر است و در هیچ زمینه ای؛ ظالم تر از این شخص؛ یافت نمی شود و واضح است که این سخن با اثبات اظلمیت برای طائفه دیگر در آیه دیگر متناقض است.
اما اگر آیات هریک تفضیل نسبی را اراده کرده باشند؛ تناقضی در میان نخواهد بود؛ بعبارتی آیات هریک میگویند:
“در این زمینه” ظالم تر از این فرد کسی وجود ندارد؛ و این منافاتی با آیه دیگر که میگوید: “در این زمینه دیگر”؛ ظالمترین افراد این فرد است ندارد.
اگر آیه را به هر فرد منصفی از اهل محاوره بدهیم؛ بی درنگ تفضیلی که از آیات برداشت میکند تفضیل نسبی خواهد بود؛ این مطلب را در ادامه با استدلال نشان خواهیم داد؛ اجمالا ادعا اینست که یک آیه گفته چه کسی در پنهان کردن شهادت از این شخص ظالمتر هست؛ بعبارتی کسانی که شهادتی که مطلب مهمی را اثبات کند را از بقیه پنهان کنند؛ به کسی که قضاوت دروغ درباره او شود و دیگرانی که به مطلب دروغینی باور پیدا کنند ظلم کرده است؛ و آیه میگوید در بین این طیف از ظالمین؛ کسی که گواهی الاهی درباره چیزی را کتمان کند وافراد به امر اشتباهی باور پیدا کنند؛ ظالمترین آنهاست.
یک آیه گفته چه کسی “در دروغ بستن” (نه مطلقا) از کسی که به خداوند دروغ میبندد ظالمتر است؟ بعبارتی در زمینه دروغ بستن؛ که همه کسانیکه دروغ میبندند در حقیقت ظالم هستند و به کسی که به او دروغ میبندند و نیز به افرادی که طالب حقیقت هستند؛ با کتمان کردن حقایق ظلم میکنند؛ در میان این افراد؛ ظالمترینشان کسیست که به خداوند دروغ ببندد.
و آیه سوم هم گفته چه کسی در “ممانعت کردن از دستیابی افراد به حقوق خود”؛ از شخصی که مردم را از مساجد منع میکند ظالمتر هست؟
و این تفضیلها هیچکدام با هم تهافتی ندارند؛ بلکه آیه ای از میان یک طیف از ظالمین؛ ظالمترینشان را بیان میکند؛ و آیه دیگر از میان طیفی دیگر از ظالمین؛ ظالمترینشان را بیان میکند.
ممکن است بگوئید چطور میگوئید آیات تفضیل نسبی را بیان میکنند؛ در حالیکه هیچکدام از آیات نگفته اند که ظالمترین افراد در میان این طیف خاص از ظالمین؛ فلانی ها هستند؛ اینکه این آیات هر کدام ناظر به اثبات ظالمتر؛ در طیف خاصی هستند را چطور اثبات میکنید؟
پاسخ اینست که اهل محاوره و عرف؛ در قبال تفضیل ها؛ گاه با دیدن قرائنی از کلام این طیف خاص را میفهمند؛ و حتی گاه خود متکلم با تکیه بر آن قرائن؛ تفضیل در طیف خاصی را اراده میکند بدون اینکه سوای آن قرائن تصریحی بر اینکه “مرادم تفضیل در این طیف خاص است” هم بکند؛
مثلا فرض کنید کسی بگوید: از این آقای قد بلند؛ چه کسی “بزرگتر” است؟ مخاطب از این کلام اینطور برداشت میکند که تفضیل “بزرگتر” را که نسبت به قد بلند بکار برده؛ بزرگتر از لحاظ قد هست، شاهدش اینست که اگر کسی در جواب این سوال شخص کوتاه قدی که از نظر فضل یا از لحاظ سن و… با دست نشان دهد؛ به او خواهند خندید و خواهند پرسید؛ این از این آقای قد بلند بزرگتر هست؟
در مقابل اگر کسی بپرسد: چه کسی از این آقای مسنّ و پیره مرد؛ بزرگتر است؛ باز نیز با توجه به همان قرینه؛ آنچه به ذهن عرف متبادر میشود “بزرگتر” به لحاظ سن است.
ناگفته نماند که این پاسخ را سیوطی در کتاب الاتقان خود نیز مطرح کرده است:
«مِنْهَا تَخْصِيصُ كُلِّ مَوْضِعٍ بِمَعْنَى صِلَتِهِ أَيْ لَا أحد من المعاندين أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ وَلَا أَحَدَ مِنَ الْمُفْتَرِينَ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وإذا تخصص بالصلات زَالَ التَنَاقُضُ. وَقَالَ بَعْضُ الْمُتَأَخِّرِينَ هَذَا اسْتِفْهَامٌ مَقْصُودٌ بِهِ التَّهْوِيلُ وَالتَّفْظِيعُ مِنْ غَيْرِ قَصْدِ إِثْبَاتِ الْأَظْلَمِيَّةِ لِلْمَذْكُورِ حَقِيقَةً وَلَا نَفْيِهَا عَنْ غَيْرِهِ.» (سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج 3، ص 98)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *