زدن زنان توسط مردان، چه گونه و چرا؟!

بسم الله الرّحمن الرّ حیم

زدن زنان چه گونه و چرا؟

نویسنده: ثریا شاعیدی

شبهه

چه گونه در قرآن کریم، آیه 34 نساء، به مردان اجازه داده شده تا در صورت ترس از عدم اطاعت زنان متوسل به تنبیه بدنی شوند؟ و آیا ضرب زنان بدون هیچ دادگاهی با عدالت سازگار است؟ (سها، نقد قرآن، ص 503 ـ 504)

پاسخ اجمالی

بنا بر پیوند زوجیت، مرد و زن در برابر یکدیگر وظایفی پیدا می کنند که کوتاهی در این موارد بدون عذر شرعی و عقلی احکامی خاص را در پی دارد. سخن در مورد زنی است که سرکشی و مخالفت کرده و حقوق شوهرش را سلب نموده با آنکه مرد، تمامی حقوق او را ایفا نموده است.در چنین فضایی با وجود رفتار نصیحت گرانه و پندآمیز مرد ویا جدا کردن بستر خواب در مرحله بعد، چاره ای برای مرد نمی ماند جز آن که با قصد تأدیب و اصلاح رفتار نه کیفر و انتقام، زن را به آرامی و ملایمت مورد تنبیه بدنی قرار دهد تا خصوصی ترین مشکل خانواده بدون ارجاع به داوری حل شود.

کلیدواژه‌ها

سها، نقد قرآن، تنبیه، ضرب، زنان.

پاسخ تفصیلی

دکتر سها با بردداشت از آیه شریفه فوق چند مطلب را پیش فرض گرفته که نیازمند بررسی است.

1- دلیل علمی یا عقلی بر اطاعت همسران از یکدیگر وجود ندارد.

2- در صورت ترس از عدم اطاعت زن، شوهر باید زن را بزند.

3- این نوع مجازات بدون هیچ دادگاهی غیر عادلانه است.

4- قرآن زن را در حد حیوان و بردگان می داند.

«… وَ اَللاَّتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اُهْجُرُوهُنَّ فِي اَلْمَضاجِعِ وَ اِضْرِبُوهُنَّ» (نساء: 4/34) و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد.

این آیه به زعم برخی هم چون دکترسها با مبانی حقوق انسانی ومساوات بین زن و مرد ناسازگار است. و گفته شده که در این آیه تحقیر زن دیده می شود، به گونه ای متناسب با عهد جاهلی که زن جایگاهی پست داشته است. ولی با اندک تأمل درکتب تفسیر و سیره و سخنان فقها در این باره روشن می شود که چنین نیست؛ بلکه زدن در آیه با پدیده رایج میان جوامع بشری –که خشونت علیه زنان نامیده می شود- هیچ گونه ارتباطی نخواهد داشت.

پیرامون این فراز از آیه شریفه یعنی «وَ اِضْرِبُوهُنَّ» دیدگاه های عدیده ای مطرح شده است و می توان این تفسیرها رابه هشت نظریه تقسیم کرد که اینک به اجمال گزارش می شود:

یکم: رأی مشهور

مشهور مفسران و فقیهان ضرب را به معنای زدن گرفته اند چنان که آن را حکم دائمی الهی می دانند.بر خلاف پاره ای دیدگاه های دیگر که یا ضرب را از معنای خود خارج ساخته و یا آن را حکمی موقت تلقی کرده اند. (مهریزی، نو اندیشی دینی و مسأله زن، ص 218)

طبرسی در جوامع الجامع می نویسد: «آنان را کتک بزنید اگر پند و قهر کردن سودمند واقع نشد؛ به گونه ای که به خونریزی نیانجامد و گوشتی را جدا نکرده و استخوانی را نشکند از امام باقر (علیه السلام) منقول است که مراد زدن با چوب مسواک است.» دیگر مفسران هم چون علامه طباطبایی در المیزان و زمخشری در الکشاف نیز نظراتی مشابه دارند. البته مشهور در معنای آیه بر چند نکته تأکید دارد: (قمی، تفسیرالقمی، ج 1، ص310؛ مراغی، تفسیر المراغی، ج 2، ص 27؛ المنار، ج 5، ص 74 ـ 75؛ بلاغی، آلاء الرحمن، ج 1، ص 107؛ طباطبایی، المیزان، ج 4، ص 107؛ مشهدی، کنز الدقائق، ج 2، ص 398؛ طبرسی، جوامع الجامع، ج 1، ص 254)

1ـ باید خلافی از زن صادر شده باشد وزن نشوز کند به این معنا که زن از جاده اطاعت پذیری شوهر نسبت به وظایف مشترک خروج کند.

2ـ وظیفه شوهر برای متنبه شدن زن، سه مرحله برنامه های اصلاحی است که باید ترتیب میان موعظه، قهر کردن و زدن رعایت شود.

3ـ زدن به گونه ای باشد که موجب دیه نگرددیعنی به خونریزی، کبودی و شکستگی منجر نشود.

روشن است که هیچ یک از مفسران حکم وجوب از آیه استفاده نکرده اند گرچه فعل امر در آن به کار رفته است. بلکه آن را محدود کرده اند وبه وسیله روایات و قرائن نقلی و عقلی تقیید زده اند. (مهریزی، همان، ص 227)

دوم: تلطیف و مهربانی

این کلام وحیانی بوسیله روایات فراوانی از ائمۀ معصومین (علیه السلام) تفسیر و تبیین شده است وجای هیچ گونه ابهامی را برای ایراد کنندگان باقی نگذاشته است. چنان که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در مقام تجلیل از تنها دخترش فاطمه الزهرا (علیها السلام) بارها و بارها دست او را می بوسید. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نیز زن را توصیف به ریحانه و گل بودن می نمودند. (موسوی، نهج البلاغه، نامه 31، ص 405)

به همین خاطر پیامبر اکرم در مورد نشوز زنان چنین فرمودند: اگر شما را در انجام کار نیک نافرمانی کردند، بزنیدشان؛ ولی زدن غیر مبرّح. (سیوطی، الدرالمنثور، ج 2، ص 522) یعنی زدنی که درد آور و معیوب کننده نباشد. (جزری، النهایه، ج 1، ص 113)

ودر فقه الرضا (علیه السلام) آمده است: «زدن با مسواک و مانند آن به ملایمت و آرامی». (مجلسی، بحارالانوار، ج 101، ص 58) پس این گفته دکتر سها مبنی بر زدن زن درست نیست چرا که با توجه به روایات عدیده دراین زمینه روشن است که ضرب معنای واقعی اش را از دست می دهد. حقیقتأ این آیه روحش نزدن است و زدن بدون آزار، تنها اثری که دارد، اعلان انزجار است و می تواند زن را -اگر تصمیم بر جدایی نداشته باشد- به اطاعت وادارد.

سوم: نهی از منکر

تنبیه بدنی که با آشکار شدن نشوز و عدم تأثیر پند و اندرز و قهر و جدایی بر زن ناشزه اجازه داده شده است. در این گونه موارد (نه در موارد دیگر) شوهر از باب نهی از منکر همسرش را تنبیه می کند. و معنای این سخن قیّومیت حکم خدا بر زن است نه قیّومت مرد بر زن؛ یعنی نهی از منکر اجب است وچون در اینجا برای اجرای آن کسی سزاوارتر از شوهر عادل نیست، خود او باید بازدارندگی زن از گناه را عهده دار شده و با نهی از منکر وی را به وظایف شرعی خود وادارد. (جوادی آملی، تسنیم، ج 18، ص 547 ـ 548)

از آن رو که تمکین و نشوز زن جزء اسرار زندگی زناشویی است و افشای آن بدلیل منکر بودن آن ناروا و ناگوار می باشد به صراحت می توان گفت: استدلال سها مبنی بر ارجاع خصوصی ترین مشکل زندگی به دادگاه برای دادخواهی بدون هیچ مقدمه ای غیر منطقی و نادرست است.

چهارم: نسخ تمهیدی

برخی مفسران صاحب نظر معاصر بر آنند که آیه ی فوق نوعی نسخ تدریجی است؛ به این معنا که اسلام برای ریشه کن ساختن برخی رسوم جاهلی مانند برده داری و نیز نوع برخورد با زنان از سیاست گام به گام استفاده کرده است و در گام اول و به صورت مقدماتی به آنان می فرماید که در هنگام سرکشی زن او را به آهستگی با چوب مسواک بزن تا در چاره اندیشی های بعدی این عادت زشت را از میان مردم بزداید و آنان را به راه صحیح هدایت کند.

لیکن نمی توان انکار نمود که دین الهی از هیچ تلاشی برای الغا و براندازی آن فرو گذار نکرده، چنان که علامه طباطبایی بدین نکته در تفسیر گرانقدر المیزان تصریح کرده است. (معرفت، شبهات و رودود، ص 149 ـ 151)

پنجم: مازوشیسم وتأدیب بدنی

روانكاوان امروز معتقدند كه جمعى از زنان داراى حالتی به نام «مازوشيسم» (آزارطلبى) هستند و گاه كه اين حالت در آنها تشديد مى‏شود تنها راه آرامش آنان تنبيه مختصر بدنى است، بنا بر اين ممكن است ناظر به چنين افرادى باشد كه تنبيه خفيف بدنى در موارد آنان جنبه آرام بخشى دارد و يك نوع درمان روانى است. (مکارم و همکاران، تفسير نمونه، ج ‏3، ص 374)

ششم: ترک وکناره گیری از خانه

عبدالحمید احمد ابو سلیمان رئیس المعهد العالمی للفکر الاسلامی در امریکا در مقاله ای که در مجلۀ اسلامیه المعرفه به سال 1422 قمری منتشر شد این رأی را مطرح ساخته و از آن دفاع می کند. خلاصۀ نظریه وی چنین است که ضرب در این آیه به معنای ترک خانه از سوی شوهر است، تا زن ناسازگار به خود آید و سازگاری پیشه سازد.

موافقان با این نظریه استناد به شواهد تاریخی در سیرۀ پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نموده اند در زمانی که ایشان به هنگام مواجهه شدن اختلاف با همسرانش خانه را ترک می کرد و به مشربۀ اُم ابراهیم به نزد ماریه قبطیه، همسر دیگرش می رفت و پس از آن، آنها را میان زندگی خوش و طلاق مخیر می ساخت. وی هیچ گاه در این نافرمانی ها آنان را کتک نزد. لذا « وَ اضرِبوا مِنهُنَّ» (مسافرت رفتن مرد) را در تقدیر گرفته اند که با ظاهر آیه ناسازگار است. (ماهنامه پیام زن، شماره 135)

هفتم: زدن بدون حدّ و مرز

صریح آیات و روایات این نوع زدن را که موجب اعمال خشونت و رساندن آسیب جسمی و روحی به زن می شود مردود اعلام می کند و آن را منافی با آیین مترقی اسلام، مبنی بر تکریم و بزرگداشت جایگاه زن می داند. و امکان برخورد قانونی با هرگونه خشونت غیر مجاز شوهر با همسرش را فراهم می کند. و این شیوۀ برخورد در مواجهه با نافرمانی زن در خصوص محرمانه ترین روابط زناشویی غیر عادلانه است.

دکتر سها بردداشت نهایی خود را از آیه شریفۀ فوق همین مورد هفتم می داند واین خلاف اجماع است و بطلان این نظریه کاملا آشکارگردید.

بنابراین از خرمن دانش فقیهان و مفسران در منابع فقهی وتفسیری در می یابیم که قرآن کریم، به زن ومرد و زندگی زناشویی نگاه واقع بینانه دارد. و به مردانی که با نشوز همسرانشان مواجه هستند، راه حلی ارشادی و نه الزامی طی سه برنامه اصلاحی، قرار داده است. اما زدن به طور کلی منع شده مگر آنکه موجب درد و عیب نباشد که در واقع دست کشیدنی است با ظرافت ویژه و بهتر است به قصد تأدیب با سخت گیری در نفقه باشد نه زدن با دست و یا چوب دستی. سزاوارتر از آن به پیروی از پیامبر اکرم و امامان معصوم، ترک زدن است. (معرفت، شبهات و رودود، ص 151)

منابع

قرآن کریم.

بلاغی نجفی، محمد جواد (م1352ق)، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، مطبعة الرحمن، بیروت، 1932م، یکم.

جزری، المبارک بن محمد بن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، مؤسسه اسماعیلیان، قم، 1367ش، چهارم.

جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، انتشارات اسراء، قم، یکم.

سها، نقد قرآن، ویرایش دوم، 1393 ش.

سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن، الدر المنثور، دارالفکر، بیروت، 1403 ق، یکم.

طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، بیروت، 1417ق/ 1997م، یکم.

قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، تحقیق سید طیب موسوی جزایری، مؤسسه دارالکتاب، قم، 1404ق، دوم.

مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدررالأخبار، تحقیق سید ابراهیم میانجی و محمد باقر بهبودی، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1403ق/ 1983م، دوم.

مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا، یکم.

مشهدی قمی، محمد بن محمد رضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1368 ش، یکم.

معرفت، محمد هادی، زن در نگاه قرآن و فرهنگ زمان نزول، نشریه پژوهش های قرآنی، نشر مؤسسه بوستان کتاب، قم، 1391 ش.

معرفت، محمد هادی، شبهات و رودود، مؤسسه تمهید، قم، 1423 ق، یکم.

مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 1، ص84، دارالقرآن الکریم، قم،1373 ش.

مهریزی، مهدی، نو اندیشی دینی و مسأله زن، نشر صحیفه خرد، قم، 1389 ش، دوم.

موسوی، سید رضی، نهج البلاغه، دارالمعرفه، بیروت، بی تا.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *