رابطه میان شهاب و اجنه منافاتی با یافته‌های علوم تجربی ندارد.

قرآن‌پژوه برجسته کشور با بیان دیدگاه‌های مختلف تفسیری درباره شهاب و آسمان و نقد نظرات نویسنده کتاب نقد قرآن تاکید کرد: رابطه شهاب سنگ با اجنه یکی از کارکردهایی است که قرآن برای شهاب برشمرده و منافاتی با یافته‌های علوم تجربی در این باره ندارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکترمحمدعلی رضایی اصفهانی، شامگاه شنبه هشتم اسفند ماه در ادامه سلسله جلسات پاسخگویی به شبهات جدید قرآنی در دارالقرآن علامه طباطبایی(ره) به بحث شهاب در قرآن پرداخت و گفت: یکی از خطاهای محرز نویسنده کتاب نقد قرآن این است که پیش‌فرض غلطی را فرض مسلم دانسته و آن اینکه علم را قطعی می‌داند که قابل نقد است و اکثر مطالب علمی، اثبات نشده است و امروزه در فلسفه علم می‌گویند گزاره‌های علمی ابطال‌پذیر است و نه اثبات‌پذیر و حداکثر اینکه کاربردی دارد که می‌توانیم از آن استفاده کنیم.
وی بیان کرد: در سه مجموعه از آیات قرآن کریم یعنی در سوره های صافات، ملک و حجر درباره شهاب بحث شده که البته سها از شهاب با عنوان شهاب سنگ یاد می کند که ممکن است میان این دو تفاوت هایی وجود داشته باشد.
رضایی اصفهانی اظهار کرد: نویسنده این کتاب مدعی است که در سوره طارق نیر مراد از «نجم ثاقب» همان شهاب است و البته وی از سوره حجر سخنی به میان نیاورده است ولی در این سوره نیز درباره شهاب بحث شده است.
این قرآن‌پژوه تصریح کرد: وی در صفحات 127 تا 132 کتابش به این بحث پرداخته و گفته که ستارگان همان شهاب‌های ثاقب هستند و این شهاب‌ها نیز تیرهایی هستند که به سمت شیاطین پرتاب می‌شود، در حالی که به لحاظ علمی، این شهاب‌ها، حاصل انفجار و برخورد ستارگان و سیارات با زمین هستند؛ سها برای اثبات مطلب خود به تفسیر طبری مراجعه و استناد کرده است که پیش از آن گفتیم متنا و سندا دارای اشکال است.
وی افزود: وی گفته قرآن دو اشتباه فاحش دارد. در درجه نخست، شهاب را ستارگان دانسته که مخالف علم امروز است و دوم اینکه این شهاب‌ها به سوی شیاطین پرتاب می‌شوند؛ یعنی ستارگان و شهاب‌سنگ‌ها با هم تفاوت دارند و دیگر اینکه قرآن را در بیان این مطالب متاثر از فرهنگ جاهلی اعراب دانسته و گفته که روزی مردی خدمت پیامبر(ص) رسید و مطالبی درباره شهاب عنوان کرد و گفت که اینکه شهاب، تیری برای زدن شیاطین باشد مطلبی خرافه است و پیامبر آنها را در قرآن آورده است. بنابراین نه ستارگان شهاب هستند و نه شهاب برای پرتاب به شیطان مورد استفاده هستند.
ادعای نویسنده کتاب نقد قرآن
رئیس دانشگاه عالی قرآن و حدیث المصطفی(ص) اظهار کرد: بنابراین وی سه ادعا دارد ابتدا اینکه شهاب‎های قرآن همان شهاب سنگ‌ها هستند؛ این مطلب مخالف علم و احادیث است و سوم اینکه از فرهنگ کاهنان عرب گرفته شده است.
رئیس مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی(عج) با اشاره به آیاتی که در آنها شهاب مطرح شده از جمله آیه «وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ»(5 ملک)» بیان کرد: در این آیات از آسمان، شهاب و شیطان نام برده شده است که لازم است اول بدانیم مراد از آسمان در تفاسیر چیست؟ این واژه مشترک لفظی است و جو زمین، محل ستارگان و آسمان معنوی و … در معنای آن آورده شده است.
رضایی اصفهانی عنوان کرد: شهاب نیز به شعله خارج شده از آتش گویند و ممکن است مراد از آن شهاب‌سنگ‌های معمولی باشد که سها نیز آن را گفته و ممکن است کنایه از امواج نیرومند علم و تقوای دانشمندان باشد.
رئیس مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی تصریح کرد: شیطان نیز موجودی شرور، وسوسه‌گر و متمرد است که از مصادیق بارز آن ابلیس است بنابراین گاهی شیطان، عام است و گاهی ابلیس و … مصداق آن است حتی میکروب نیز از مصادیق آن دانسته شده است.
وی افزود: منع شیاطین از تولد حضرت عیسی(ع) شروع شد و در دوره پیامبر(ص) به اوج رسید لذا مفسران میان ظهور مسیحیت، اسلام و منع شیاطین ارتباط برقرار کرده‌اند زیرا از دوره حضرت عیسی(ع) بت‌پرستی رو به افول نهاد و توحید جایگزین آن شد و در دوره حضرت محمد(ص) افول بت‌پرستی به اوج خود می‌رسد.
استناد به تفسیری دارای اشکال
وی افزود: مهمترین اشکال سها این است که یک تفسیری را که طبری است در میان چهار دیدگاه درباره شهاب برگزیده و براساس همین تفسیری که دارای اشکالات فراوان است به قرآن اشکال وارد کرده است.
رضایی اصفهانی با بیان اینکه قرآن نجوم، بروج و کواکب را به عنوان تعابیری برای ستارگان برگزیده است عنوان کرد: ستارگان براساس آیات قرآن و روایات، گاهی مادی و گاهی معنوی هستند در روایتی داریم که «آل محمد(ص) بالنجم هم یهتدون» هستند.
وی با اشاره به دیدگاه مفسران درباره شهاب تصریح کرد: در این زمینه چهار دیدگاه وجود دارد، اول اینکه مراد از آن را معنای ظاهری دانسته‌اند که می‌توان همین شهاب سنگ دانست. البته می توان این مسئله را به عنوان یکی از نظریه پردازی های قرآن محسوب کرد زیرا علم امروز درباره مسیر حرکت شهاب ها و میزان نور آن ها و … بحث کرده است اما درباره اینکه میان این شهاب ها و اجنه ارتباطی وجود دارد یا نه از حوزه علم تجربی بیرون است و می تواند به عنوان یک نظریه قرآنی بررسی شود.
رضایی اصفهانی عنوان کرد: معنای دومی که مفسران برای شهاب بحث کرده اند معنای کنایی است که سه تقریر دارد؛ ابتدا اینکه معنای مجازی و کنایی است و شیاطیان با انوار ملکوتی(شهاب) رانده می شوند.
وی ادامه داد: تقریر دوم این است که انسان زندانی طبیعت مادی است و می خواهد آوای جهان برتر را بشنود و گوش بدهد ولی شهاب های خودخواهی و طمع او را از درک حقیقت منصرف می کند که این تقریر از طنطاوی است که اشکالات زیادی هم دارد.
وی افزود: تقریر دیگر این است که آسمان حق و ایمان و معنویت مراد است و رهبران الهی با تیر تقوا شیاطین را می رانند که آیت الله مکارم شیرازی این تقریر را برگزیده اند.
آسمان معنوی
وی تاکید کرد: ابتدا اینکه می توان میان این دیدگاه‌ها جمع کرد یعنی منافاتی ندارد که مراد از شهاب و آسمان را گاهی ظاهری و گاهی باطنی و معنوی بگیریم مثلا در آیه ای داریم که «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ»(5 توبه) که مراد از تدبیر امور از آسمان به سمت زمین به لحاظ مکانی نیست و مقامی است.
این قرآن‌پژوه تصریح کرد: علم امروز دلیلی بر رد رابطه میان شهاب و طرد شیاطین قرار نداده است، در حالی که سها خواسته میان این دو مطلب تعارض برقرار کند، در حالی که می‌گوییم مثلا فلانی آزمایش داده و خونش را آزمایش کرده و عکس از او گرفته‌اند ولی این انسان روح ندارد؛ این دیدگاه غلط است، زیرا اثبات روح از توان علم تجربی و حس بیرون است.
عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) اظهار کرد: حفظ آسمان از شیاطین و جاسوسی آنها، براساس دیدگاه مفسران، عام است و از دوره حضرت عیسی(ع) شروع شده است. بنابراین تعارضی میان اینکه بگوییم علوم، جنس و کارکرد تجربی شهاب را مطرح می کند و قرآن نیز یک کارکرد غیرتجربی مانند رابطه آن با اجنه مطرح می‌کند تنافی وجود ندارد.
رضایی اصفهانی اظهار کرد: سها نجم ثاقب را شهاب گرفته است؛ مفسران در آیات سوره طارق، طارق را به معنای کوبیدن و رونده شب و شکافنده تاریکی بیان کرده‌اند و در احادیث نیز مقصود از آن را ستاره زحل یا کیوان دانسته‌اند البته برخی مفسران هر نوع ستاره درخشنده بیان کرده اند که در این صورت در لغت و اصطلاح، نجم ثاقب و طارق را شهاب معنا نکرده‌اند ولی سها آمده شهاب را بر نجم ثاقب تطبیق کرده بدون هر دلیلی و بعد هم بر قرآن اشکال و آن را محکوم کرده است.
مغالطه نویسنده کتاب نقد قرآن
وی افزود: وی آیات مهم سوره حجر درباره شهاب را نیاورده است و به جای آن آیات سوره طارق را آورده که مرتبط نیست و بدون قرینه نجم ثاقب را بر شهاب قرآنی مطابق کرده است؛ اشکالات سها همچنین منطبق بر نظر اول درباره شهاب است در حالی که نمی‌توان تنها این دیدگاه را پذیرفت و ممکن است دیدگاه‌های دیگر پذیرفته‌تر باشد از این رو روش وی در نقد، علمی نیست.
رضایی اصفهانی ادامه داد: صرف اینکه مطلبی را کاهنی گفته است دلیل بر این نمی شود که پیامبر این حرف را از او گرفته است؛ بنابراین تشابه دو مطلب در سخنان کاهنان و قرآن دلیل اخذ از یکدیگر نیست چه بسا ممکن است این مطلب در دوره پیامبر دیگری عنوان شده باشد و به پیامبر نیز وحی شده باشد؛ همچنین وی در استناد به حدیث طبری دچار اشتباه شده است در حالی که برخی اندیشمندان اهل سنت مانند عبده این تفسیر را قبول ندارند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *