امکان کتمان شرک در قیامت توسط مشرکان و کافران؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

حسین آقایارلو

شبهه:

آیا انسان در قیامت می‌تواند چیزی را پنهان و مخفی کند؟ آیا ممکن است، مشرکان در قیامت هم شرکشان را بتوانند کتمان و تکذیب ‌کنند و هم نتوانند کتمان و تکذیب کنند؟ (سها، نقد قرآن، 793)

 

پاسخ اجمالی:

از جمله شرایط تناقض در کلام، وحدت زمان و مکان است. که در این دو دسته آیات که هر کدام به مرحله و مکان خاصی اشاره دارند، آیاتی که می گویند، مشرکان در قیامت پيش از اقامه‏ شهود، شرک خود را پنهان و انکار می‌کنند، و آیاتی که می گویند، مشرکان پس از بیان حقايق از طرف گواهان و شاهدان، ديگر جايى براى پنهان کاری نخواهند داشت. شرایط تناقض (وحدت زمان و مکان) وجود ندارد. پس بین آیات تناقض نیست.

 

کلیدواژه‌ها:

سُها، نقد قرآن، تناقض آیات، کتمان شرک، عدم کتمان شرک.

 

پاسخ تفصیلی:

شبهه‌ای که در این جا مطرح شده دارای پیش فرض ها و مبناهایی بدین صورت است:

1ـ در کلام حکیمان و بزرگان هیچ وقت تناقض یافت نمی شود.

2ـ در قیامت انسان بیشتر از یک کار نمی تواند انجام دهد، یعنی یا باید کتمان و پنهان کند و یا نباید کتمان کند.

3ـ چون در آیات قرآن تناقض هست، پس از طرف خداوندی که حکیم می باشد، نازل نشده است.

شبهه طوری طرح شده که می‌خواهد بگوید، بین آیات تناقض وجود دارد. که لازمه این سخن این خواهد بود که قرآن از طرف خداوند(تبارک وتعالی) نازل نشده چون پروردگار (تبارک وتعالی) حکیم است، و در کلام حکما و بزرگان تناقض یافت نمی شود و این مبنی بر این است که انسان در قیامت یک کار بیشتر نمی تواند انجام دهد. یعنی یا باید عقایدش را کتمان و پنهان کند یا عقایدش را آشکار نماید و این جور نیست که عقیده اش را هم پنهان کند و هم نتواند کتمان نماید. امّا با دقت در آیات و شرایط تناقض شبهه قابل دفع می باشد.

در وهله اوّل باید بگوییم که پیش فرض ذکر شده را ما هم قبول داریم، چرا که ما یک تناقض داریم و یک تعارض و آن چه برای بزرگان عیب محسوب می شود، و نباید در کلام ایشان باشد. وجود تناقض در کلام بزرگان است. امّا تعارض در کلام حکما و بزرگان ممکن است اتفاق بیفتد، و عیب محسوب نمی شود. لذا برای تبیین موضوع بهتر است فرق بین تعارض و تناقض را بیان کنیم:

 

تعریف تعارض:

تعارض به این معنا است که مضمون دو یا چند دلیل لفظى با یکدیگر تنافی داشته باشند؛ به این معنا که مضمون هریک، نفى مدلول و مضمون دیگرى نماید، به‌ گونه ‌اى که عرف، در نگاه اولیه جمع میان آن دو را امکان‌‌پذیر نداند. (خراسانی، کفایة الاصول، ص 437) امّا با کمی دقت، اهل فنّ با استفاده از قواعد باب تعادل و تراجیح و مرجحات می‌تواند بین دو دلیل متعارض جمع کند و تنافی را از بین ببرد.

 

تعریف تناقض:

تناقض عبارت است از: «اختلاف في القضيتين يقتضي لذاته أن تکون احداهما صادقة و الاخري کاذبة» (مظفر، المنطق، ص 168)؛ اختلافی که میان دو قضیه و دو گزاره وجود دارد، و این اختلاف ذاتاً خواهان آن است که یکی از این دو قضیه و گزاره درست است و دیگری کاذب و باطل است.

و نیز دو جمله و دو گزاره زمانی با هم متناقض ارزیابی می‌شوند، که تمام شرایط تناقض را داشته باشند. منطق‌دانان شرايطي را براي تحقق تناقض ميان دو قضيه ذکر کرده اند. اگر تمامی اين شرايط میان دو قضیه محقق نشود، ميان قضايا تناقض برقرار نخواهد بود. 1ـ وحدت موضوع؛ 2ـ وحدت محمول؛ 3ـ وحدت زمان؛ 4ـ وحدت مکان؛ 5ـ قوّه و فعل؛ 6ـ شرط؛ 7ـ کل و جزء؛ 8ـ اضافه و حمل (مظفر، المنطق، ص 169)

 

فرق تعارض با تناقض:

با توجه به مطالب فوق، تفاوت بین تعارض با تناقض بدین صورت خواهد بود که: در تعارض تنافی بین مدلول دو دلیل در نگاه اولیه وجود دارد، امّا این تنافی با کمی تأمّل و دقت از بین می رود، ولی در تناقض تنافی از بین نمی‌رود امّا برای تحقق تناقض میان دو جمله و دو گزاره شروطی لازم است.

پس درباره دو دسته از آیات که مستشکل ادعا می کند بین آن ها تناقض است. باید عرض کنیم که هیچ تناقضی بین آن ها نیست، چرا که یکی از شروط تناقض بین دو جمله«وحدت زمان و مکان» است که در این آیات این شروط یافت نمی‌شود، زیرا هر یک از این آیات به مراحل و مکان خاصی اشاره دارند. و از این جا باطل بودن مبنای مستشکل معلوم می شود، چون مبنای مستشکل این بود «که انسان در قیامت تنها یک کار می‌تواند انجام دهد.»

که در جواب باید عرض کنیم این سخن صحیح نیست؛ چرا که قیامت دارای منازل و مواقف متعددی است که در قرآن و روایات به آن اشاره شده است، که به چند نمونه اشاره می‌کنیم:

خداوند (تبارک وتعالی) در قرآن می‌فرماید: «هَذَا يَوْمُ لَا يَنْطِقُونَ» (مرسلات: 77/ 35)؛ امروز روزي است كه سخن نمي‏گويند. منظور این نیست که در قیامت گناهکاران اصلاً حرف نمی‌زنند، بلکه چون قیامت دارای مراحل و مواقف زیادی هست، در این منزل و موقف حرف نمی زنند. یا در آیه ی شریفه«تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ» (معارج: 70/ 4)؛ فرشتگان و روح (فرشته مخصوص) به سوي او عروج مي‏كنند در آن روزي كه مقدارش پنجاه هزار سال است. امام صادق (علیه السلام) با استناد به اين آيه مى‏فرمايد: «فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا عَلَيْهَا فَإِنَّ لِلْقِيَامَةِ خَمْسِينَ مَوْقِفاً كُلُّ مَوْقِفٍ مِقْدَارُهُ أَلْفُ سَنَةٍ» (حر عاملی، وسائل الشیعه، 16/ 95)؛ پيش از اين كه حساب شما را محاسبه كنند، از خود حساب بكشيد؛ زيرا قيامت داراى پنجاه ايستگاه است كه هر ايستگاه هزار سال به طول مى‏انجامد.

با توجه به مطالب فوق می توان گفت: در جایی که خداوند (تبارک وتعالی) می‌فرماید: «وَ يَوْمَ نحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ… وَ اللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ» (انعام: 6/ 22 ـ 23)؛ آن روز كه همه آنها را محشور مى‏كنيم، به مشركان مى‏گوييم: معبودهایتان، كه همتاى خدا مى‏پنداشتيد، كجايند؟! پاسخ و عذر آنها، چيزى جز اين نيست كه مى‏گويند: به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم! و«… وَ لَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا» (نساء: 4/ 42)؛ در آن روز، سخنى را نمى‏توانند از خدا پنهان كنند. منظور این است که طبق آیات سوره انعام، دروغ گفتن آن ها قبل از اقامه شهود و گواهان است، ولی طبق آیات سوره نساء، بعد از اقامه شهود و گواهان هيچ جاى انكار نمى‏ماند و ناچارمى‏شوند كه به همه حقايق اقراركنند. (مکارم و همکاران، تفسیر نمونه، 3/ 394)

 

نتیجه‌گیری:

پس آیه 23 سوره انعام به این اشاره دارد که کفار و مشرکان در محلی که می‌بینند مؤمنین داخل بهشت می‌شوند با حالت تمنی می‌گویند: «وَاللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ» اما آیه 42 سوره نساء به این اشاره دارد، که در محلی و موقفی دیگر، شهودی از اعضای خودشان بر علیه شرک و کفرشان شهادت می‌دهند و خواهند دید که «وَلايَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً» هیچ سخنی و فعلی را در قیامت نمی‌توانند از پروردگار (تبارک وتعالی) کتمان کنند. پس بین این آیات هیچ تناقضی وجود ندارد. و قرآن از طرف خداوند(تبارک وتعالی)  بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

 

منابع

1ـ قرآن کریم.

2ـ سها، کتاب نقد قرآن، 1393 ش، ویرایش دوم.

3ـ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت (علیهم السلام) لإحیاءالتراث، قم، 1416 ق، چاپ سوم.

4ـ خراسانی، محمد کاظم، کفایة الاصول، موسسه آل البیت (علیهم السلام) لإحیاءالتراث، قم،1409 ق، چاپ اول.

5ـ مظفر، محمد رضا، المنطق، دارالعلم، قم، 1382 ش، چاپ دوم.

6ـ مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، دارالکتب الإسلامیه، تهران، 1380 ش، چاپ چهل و یکم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *