اثبات علمی و عقلانی وجود روح و سبقت فلاسفه در آن

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اثبات علمی و عقلانی وجود روح در انسان و سبقت فلاسفه یونان در آن

اکرم منتظری

شبهه:

آیا وجود روح و بعد غیر مادی در انسان‌ها با دلایل علمی و عقلی قابل اثبات است؟ آیا سابقه اعتقاد به دوگانه بودن وجود انسان از فلاسفه یونان وارد قرآن شده است؟ چرا از این اعتقاد در قرآن و روایات، ذکری به میان نیامده است؟ (سها، نقد قرآن، 470)

 

پاسخ اجمالی:

دو گانه بودن وجود انسانها و ترکیب روح و جسم در آن‌ها موضوعی اعتقادی است که نه تنها قرآن و روایات  به آن اشارات متعددی داشته‌اند؛ بلکه دارای پشتوانه علمی و عقلی نیز است. درست است که هم فلاسفه یونان به این امر اشاره داشته‌اند و هم بسیاری از دانشمندان دیگر و در قرآن نیز وارد شده است؛ اما این امر نشانه‌ای بر اقتباس مطالب قرآنی از آن منابع نبوده است؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای باشد بر یکسان بودن منابع اطلاعاتی قرآن و منابع علمی آن اندیشمندان.

 

کلیدواژه‌ها:

نقد قرآن، سها، روح ، نفس.

 

پاسخ تفصیلی:

شبهه‌ای که در این جا مطرح شده است در حقیقت سه فکر را به خواننده خود القا می‌نماید:

اول: برخی از معارف قرآن از افکار فلاسفه یونان برداشت شده است.

دوم: قرآن و روایات به روح و بعد غیر مادی در انسانها نپرداخته اند.

سوم: اعتقاد به روح، اعتقادی صرفا مذهبی بدون پشتوانه علمی و عقلی است.

باید بگوییم، باور به روح و بعد غیر مادی در انسان و یا عدم اعتقاد به روح دو نوع گفتمان اعتقادی است که از دیر باز موجود بوده و گفتاری نیست که بشر تازه به آن دست یافته باشد. چه خوب بود دکتر سها از روش علمی بهره می‌برد و همه ی افکار و اعتقادات در این زمینه را می آورد، یعنی هم دلایل کسانی که به روح باور دارندرا بیان می نمود و هم ادله کسانی که این بعد وجودی در انسانها را قبول ندارند و سپس  برای پذیرش هرکدام  از آن‌ها دلایل علمی بیان مینمود و پذیرش و یا عدم قبول را به عهده ی خواننده می‌گذارد و با انجام این روش علمی و منطقی،  متن و گفتار خود را به روش علمی نزدیکتر می‌ساخت.

این که اعتقاد به روح را از آن فلاسفه یونان (حدود 600 سال قبل از میلاد) بدانیم، نه تنها صحیح نیست؛ بلکه شاید جفایی باشد به مصریان (حدود 2500 سال قبل از میلاد) که بسیار قدیمی تر از ایشان این اعتقاد را داشتند و برای ادامه زندگی امواتشان اسباب زندگی و خوراکی و نوشیدنی را در کنارشان قرار می‌دادند، بوداییان نیز که در دیگر سوی کره زمین نسبت به فلاسفه یونان بوده اند؛ این باور را با خود داشته‌اند. (توفیقی، آشنايي با اديان بزرگ، ص 40)

در حقیقت، باید گفت که اعتقاد به وجود روح نه تنها از فلاسفه یونان شروع نشده است؛ بلکه علاوه بر ادیان آسمانی، ادیان واقوام دیگر نیزاین باور را داشته اند. (شریعتی سبزواری، معاد در نگاه عقل و دین، ص242) (http://library.tebyan.net/a/Viewer/Text/49869/243#244)

نکته دیگر که باید به آن توجه نمود اینست که اگر پاره ای از اعتقادات در اسلام، با دیگر ادیان مشترک بودند دلالت بر اقتباس این اصول از آن‌ها نیست؛ بلکه دلالتی است بر یکسان بودن منشأ و منبع این ادیان الهی، همان منبعی که همه این ادیان بزرگ از آنها نشأت گرفته اند؛ بطور مثال اگر که مطالب کتاب A  با مطالب کتاب B  یکسان باشد دلیل بر اقتباس حتمی آنها  از یکدیگر  نیست بلکه می‌تواند نشانه‌ای باشد بر اقتباس هر دو کتاب از کتاب C .  و البته بسط این بحث مجالی دیگر میطلبد.

اما در مورد اعتقاد به وجود روح و مطابقت و یا عدم مطابقت آن با دلایل عقلی و اصول علمی به طور مختصر بیان میداریم که بسیاری از دانشمندان و محققان با همان دلایل، وجود بعدی غیر مادی و روحانی را برای انسان  اثبات کرده اند.

مهم‌ترین راه اثبات این بعد وجودی در انسان‌ها که یک راه عقلی نیز به حساب می‌آید:

دریافت خود انسان‌ها (علم حضوری یا خود هشیاری) است. خودهشیاری یک معنای وسیعی دارد که توجه و آگاهی انسان به خویشتن به طور عموم از آن جمله می باشد. انسان به حقیقت وجودی‌اش (همان من خودش) که از کودکی تا پیری به همراه او در همه لحظات بوده اذعان دارد. او می‌داند آن «من» حقیقتی، جدای از جسمانیت او است که به قول علوم زیستی هر هفت سال تجدید می‌شود. (جعفری، شرح نهج البلاغه، ص 125 ـ 134)

هیچ کس باور ندارد که ماهیت وجودی‌اش بعد از این دوره زمانی هفت ساله تغییر یافته و دیگر آن فرد قبلی نیست. به عنوان مثال، اگر کسی جرمی را در گذشته انجام داده بعد از گذشتن این دوره ی زمانی باز هم مجرم شناخته می‌شود؛ زیرا او همانی بوده که فلان جنایت را مرتکب شده حتی اگر امروز یک سلول نیز از آن روزگار در بدن خود نداشته باشد. پس در واقع، خود هشیاری ساده‌ترین راه عقلانی است که همه انسان‌ها برای دریافت بعد غیر جسمانی خود تجربه و دریافت می‌کنند.

پذیرش کلام دکتر سها که میگوید: «دانش‌های امروزین مربوط به انسان، متکی بر جسمِ موجود قابل مشاهده است.» (سها، نقد قرآن، ص 470) مستلزم عدم پذیرش همین قاعده ساده عقلی است و بر اساس آن، دیگر چه دلیلی بر اعدام قاتلی است که بیست سال قبل قتلی را مرتکب شده است؟زیرا این جسم امروزین او یک سلول نیز از روزگاری که قتل را انجام داد به همراه ندارد.

دکتر سها در این بخش همچنین ذکر کرده است که قرآن و روایات خالی از توضیح در مورد روح هستند که در ادامه، به  به بیان آن دو منبع وحیانی در این رابطه میپردازیم.

قرآن کریم در مورد خلقت روح بیان می‌دارد: «وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَما أُوتِیتُمْ مِنَ العِلْمِ إِلّا قلیلاً»؛ و درباره روح از تو مى‏پرسند، بگو: «روح از [سنخ‏] فرمان پروردگار من است، و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است. (اسراء: 17/ 85) که در آن اشاره شده است به نوع خلقت روح و آفرینش آن که از عالم امر است و نه خلق، که اگر به طور خلاصه، بخواهیم عالم امر و تفاوت آن با خلق را بیان نماییم باید بگوییم:

برای تحقق اهداف الهی، در عالم خلقت دو جریان متفاوت، به کار گرفته میشوند: «خلق» و «امر»

خلق: خلق یعنی آفریدن و پدید آوردن چیزی از چیز دیگری که قبلاً وجود داشته است، مانند:

«وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماء» (نور: 24/ 45): خداوند هر جنبنده را از آبی آفرید.

امر: یعنی ایجاد یک چیز اما نه از چیز دیگر. در حقیقت کار امری خدا یک ابداع است. امر خدا عین اراده خدا است اراده که کرد، باش نگفته، باشنده می‌شود. «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون» (یس: 36/ 82): امر خدا غیر از این نیست که هر وقت اراده کند به چیزی بگوید باش می باشد. (رضوی، دودست خدا، فصل اول) (http://www.binesheno.com/Files/books.php?idVeiw=1810&level=2&subid=1810) پس با این بیان در می یابیم نوع خلقت روح امری ابداعی است که متعلق به عالم امر میباشد.

از دیگر سو قرآن در  بیان سیر خلقت انسان میفرماید: «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» (ص: 38/ 72)

معناى لغوى «نفخ»، دميدن هوا در داخل جسم است؛ اما در این جا معنايش ارتباط دادن و بر قرار كردن رابطه ميان بدن و روح است.  روح، امر وجودى است كه با بدن نوعی اتحاد دارد و در عين  حال يك نوع استقلال هم از آن دارد به طورى كه هر وقت تعلقش از بدن قطع شد از او جدا مى‏شود (طباطبایی، ترجمه الميزان، ج‏12، ص 228) و اگر در این آیه شریفه روح دميده شده در انسان را به خودخداى تعالى نسبت داده و فرموده است: از روح خودم در آن دميدم، به منظور شرافت دادن به آن روح است. (طباطبایی، ترجمه الميزان، ج‏17، ص 343) که می‌تواند اشاره باشد به ارزشمندی روح انسان که چه منشأ والایی دارد.

پس از تعلق روح بـه بدن، حقيقت انسان شكل مى‌گيرد‌ كه‌ اين‌ حقيقت در زبان قرآن «نفس» ناميده مى‌شود؛ همان تعبیری که بسیار بیشتر از «روح» در قرآن به کار رفته است.

در اصطلاح قرآن، بين روح و نفس، تفاوت وجود دارد. روح، موجودى مجرّد و آسمانى است كه خداوند به  سبب آن، حياتى ديگر در انسان پديد مى آورد . نفس در اصطلاح قرآن ، به وجود تشخّص يافته هر انسانى پس از تعلّق روح به بدن ، اطلاق شده است كه هنگام مرگ، از بدن مادّى مفارقت مى‌كند (شاکر، بررسى احاديث «الكافى» در باره «روح القدس» و مقايسه آن با ديدگاه مسيحيت،  ص 231)  این نفس دارای مراتب متعددی میباشد که عبارتند از لوامه و اماره و مطمئنه. که قرآن به برخی از ویژگیهای آنهادر سوره‌های قیامت، یوسف و فجر اشاره نموده است.

در روایات متعدد پیرامون روح و کیفیت آن صحبت شده است که در این مقال مجال ارزیابی آنها نیست. (رک. کلینی، الکافی، ج1 ص 327 باب الروح؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج 4 و 6)

برای اثبات بعد غیر مادی در انسان‌ها جدا از دلایل درون دینی، راههای متعدد علمی نیز وجود دارد که به طور خلاصه، عبارتند از:

1ـ روياي صادقانه

2ـ خواب مغناطيسي یا هيپنوتيزم

3ـ احضار ارواح

4ـ تحقیق زیستی و بررسی فیزیولژی

رؤیای صادقه:  همه انسان‌ها تجربه رؤیا دیدن را دارند. در رؤیا افراد هم زمان را در می‌نوردند و به آینده یا گذشته سفر می‌کنند و هم مکان را و در حالی که در بستر استراحت خود هستند، به سفر می‌پردازند. در ضمن همه نیز باور دارند این سفر فرامکانی و فرازمانی هرگز با جسم آرمیده در بستر انجام نشده و این روح آن‌ها است که مسؤول انجام این سیر است. رؤیای صادقه خوابي است  كه كاملاً از افكار و تخيلات نفس انسان بيرون است. «أبوعلي سینا» بعد از بیان کیفیت رؤیا اشاره می‌کند: «آزمايش‏هاي زيادي نشان مي‏دهد كه انسان به وسيله خواب مي‏تواند اطلاعاتي از جهان خارج از بدن به دست آورد و خوابي ببيند كه عين حقيقت و متن واقع باشد و اگر چنين امكاناتي در خواب باشد، چه مانعي دارد كه در بيداري نيز چنين آگاهي‏ها را به دست آورد.» (بلخی، الاشارات، ج 3، ص 406)

پيامبر اكرم (صلي ‏الله ‏عليه ‏و آله) درباره اهمیت این دست از رؤیاها فرمودند: «روءياي صادق، بخشي از هفتاد جزء نبوت است»  (صدوق، کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص 585 )

هیپنوتیزم: «هیپنوتیزم یک حالت روحی خاص شبیه خواب آلودگی و القایی و ارادی است و در آن هشیاری و آگاهی سوژه (هیپنوتیزم شونده) فوق العاده افزایش می یابد. این آگاهی معمولاً بر روی مطالبی تمرکز می کند که توسط هیپنوتیزور به او ارائه می‌شود. درحالت هیپنوتیزم، تلقین پذیری فرد و قدرت تخیلات و تصویرسازی ذهن افزایش می یابد و هر چه درجه هیپنوتیزم عمیق تر شود این خصوصیات نیز قویتر می گردند.» (اورماند، دائرة المعارف هیپنوتیزم، 149)

شهید مطهری در کتاب نبوت خود به هیپنوتیزم اشاره داشته و داستان جالبی ازمشاهده ی دکتر معین در همین رابطه بیان میدارد که در پاورقی به آن اشاره شده است. (مطهری، نبوت، 163)

احضار ارواح: نویسنده دائرة المعارف قرن بیستم، (فرید وجدی)، در مادّه «روح» جدولى از نام 47 نفر از دانشمندان بزرگ فرانسه، انگلستان، ایتالیا، آلمان و آمریکا را ارائه میدهد، که در این زمینه بعد از طی مراحل علمی و پس از ماه‌های متوالی تحقیق و بررسی « احضار روح» را به عنوان یک واقعیّت غیر قابل انکار تأیید نموده‌اند.

آنها معتقد هستند که: روح با فناى جسم و بدن هرگز فانى نمى شود، و با جسم شفّاف و لطیفى که دارد ـ همان که قوانین جهان مادّه بر آن حکومت نمى کند ـ به حیات خود ادامه مى‌دهد و مى تواند به وسیله مدیوم (واسطه ارتباط) و با زبان او با لغاتى سخن بگوید که شخص مدیوم بکلّى از آن بى خبر است، همچنین مى تواند بسیارى از اسرار علم و فلسفه و مسائل پیچیده ریاضى را که «واسطه» و «شنوندگان و حاضران» بکلّى از آن‌ها بى‌اطّلاع هستند، بازگو کند. (مکارم شیرازی، ارتباط با ارواح، ص 130 به بعد)

تحقیق زیستی و بررسی فیزیولژی: دکتر «کریم رستگار» (از اساتید هیأت علمی دانشگاه شیراز) موفق شد به عنوان تز دکتری خود درانگلیس در سال 1989 در رشته تخصصی اعصاب وروان و فوق تخصص فیزیولوژی به نظریه وجود روح در انسان دست یابد که تا کنون معارضی نداشته است.

ایشان در این رساله تحقیقی با بررسی سیر تاریخ انسانهای نخستین و شناخت ابزار آلات آنها و بررسی سیر پیشرفت آن ابزار که نشانه‌ای بر سیر رشد عقلانی آن انسانها میباشد به نتایج مهمی از جمله این که: «با بررسی انسانهای  نخستین  در می یابیم، «خانواده انسان ریخت ها» که حدود 4 میلیون سال پیش تا نهایتا  5/1 میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی میکرده اند در فاصله سیصد و پنجاه هزار سال در دوره زندگی آن‌ها تغییر خاصی در ابزار آلات اختراعی‌ خودشان که در راستای بهبود زندگی بوده، دیده نمیشود. اما به طور ناگهانی از حدود پنجاه هزار سال قبل، شاهد دگرگونی عظیمی در ابزار آلات آنها میباشیم. به طوری که در مورد آخرین (انسان ریخت‌ها) که حدود 50 هزار سال اخیر زندگی می‌کرده‌اند، ابزار آن‌ها از یک چکش ساده سنگی، به ابزارهای پیشرفته‌ای چون هواپیما و کامپیوتر و ماهواره های فضایی و … رسیده است. جای تعجب و شگفتی دارد که چگونه این انسانها که در ادامه زندگی اجداد قبلی خود آمده‌اند، به طور ناگهانی، تغییر رویکرد داده‌اند و توانسته‌اند تا این حد متفاوت عمل کنند.

همچنین قدرت تصویر سازی، تفکر سمبلیک و خلاقیت و نوآوری از مهم‌ترین ویژگی‌های این انسانهای 50 هزار سال اخیر است. در همه حیوانات و شمپانزه ها قاعده ای ثابت وجود دارد. این قاعده این است که هر گونه تغییر رفتاری در آنها  ناشی از تغییر محیط آنها میباشد. یعنی در ابتدا این محیط  زندگی آنهاست که ممکن است دچار تغییراتی شود و سپس آنها هستند که برای ادامه بقای خود تغییر رفتار می‌دهند. اما در انسانهای مذکور اول تغییر رفتار دیده میشود و سپس محیط زندگی آنها به تبع این تغییر رویکر آنها دچار تغییر و دگرگونی میشود سؤالی مطرح میشود، با این که تفاوت خاصی در ساختمان بدنی انسان ریختها رخ نداده، پس چرا تا این حد تغییر رویکرد در آنها دیده می‌شود؟

نکته دیگر وجود رفتار بی ضابطه در انسانها است. برای توضیح بیشتر می‌افزاییم، رفتار تمام پدیده‌های مادی از ساده تا پیچیده در شرایط ثابت، یکسان است یعنی «ساختار ثابت در شرایط ثابت رفتار ثابت» را ایجاد می‌کند. اما در مورد انسان این قاعده مدام به هم میریزد.

به‌ طور مثال: انسان بر اساس غریزه، موقع گرسنگی سراغ غذا میرود و خود را از گرسنگی می‌رهاند؛ اما همین  انسان هنگام روزه داری طبق ضابطه غریزه عمل نمیکند و تصمیم می‌گیرد غذا نخورد . این امر، مثالی از رفتار بی‌ضابطه در انسان است و یا این که فرد هنگام عصبانیت بایستی حمله و یا فرار کند؛ اما چه بسیار می‌شود که رویکردی متفاوت را نشان میدهد؛ در حقیقت همه ی این تفاوت ها  ناشی از تأثیر روح بر مغز انسان میباشد»

زیرا که اگر انسان مانند حیوانات از روحی مجرد برخوردار نبود کاملا بایستی تابع غریزه باشد و به هیچ وجه رفتار بی ضابطه از خود بروز ندهد. دایره ی عملکرد روح محدودیتهایی نیز دارد. به عنوان مثال، وقتی فردی در خواب به سر می‌برد و یا بیهوش شده و یا دچار ترس شدید میشود،  امکان تأثیرگذاری روح بر سیستم فرماندهی مغزی او وجود ندارد. («معمای روح» فیلم کاملی از شرح نظریه و آزمایشات فیزیولوژیکی دکتر پرهیزگار در یوتیوب)

 

منابع:

قرآن کریم.

اورماند، مک گیل، دائرة المعارف هیپنوتیزم، ترجمه سید رضا جمالیان، انتشارات جمال الحق، تهران، 1372 ش، چاپ اول.

بلخی، حسین بن عبدالله (ابن سینا)، الإشارات و التنبیهات، تحقیق محقق، مهدی، مؤسسه مطالعات دانشگاه تهران، 1363 ش.

توفیقی، محمد حسین، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، سازمان سمت، تهران، 1385 ش.

جعفری تبریزی، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1357  ش.

رستگار کریم، «معمای روح» فیلم کاملی از شرح نظریه و آزمایشات فیزیولوژیکی دکتر پرهیزگار در یو تیوب

شاکر محمّد كاظم ،بررسى احاديث «الكافى» در باره «روح القدس» و مقايسه آن با ديدگاه مسيحيت ،پایکاه اطلاع رسانی شیعه (حدیث نت)

سها، نقد قرآن، 1393 ش، ویرایش دوم.

شریعتی سبزواری، محمد باقر، معاد در نگاه عقل و دین، مؤسسه بوستان کتاب، قم، 1386 ش.

صدوق، محمد بن علی، کتاب من لایحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413 ق، چاپ اول.

طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، قم، 1374 ش.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، انتشارات مؤسسه دار الحدیث، قم، 1429 ق، چاپ اول.

مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، انتشارات صدرا، تهران، 1374 ش.

مطهری، مرتضی، نبوت، انتشارات صدرا، تهران، 22 بهمن 1373 ش. چاپ اول.

مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر الأخبار الأئمة الأطهار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق.

مکارم شیرازی، ناصر، ارتباط با ارواح، انتشارات نسل جوان،  قم،  1380 ش، یکم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *