آیا علوم غیر دینی مانند علوم طبیعی در قرآن، بی‌ارزش تلقی شده است؟

باسمه تعالی

شبهه: آیا علوم غیر دینی مانند علوم طبیعی در قرآن، بی‌ارزش تلقی شده است؟

نویسنده: یوسف جمالی

تقریب شبهه:

دکتر سها مدعی شده است قرآن کریم هیچ توجهی به علوم غیر دینی ندارد ایشان در کتاب خود می نویسد:« براي اثبات اين امر شواهد بسياري وجود دارد از جمله  اینکه اگر در كليه ي آياتي كه در آنان از علم، تفكر و تعقل يادشده دقت كنيد همگي در زمينه ي ايمان و عمل به اسلام است.  براي مثال به آيات زير توجه كنيد:

« أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب‏

(آيا چنين كسى با ارزش است) يا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام، از عذاب آخرت مى‏ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟! بگو: «آيا كسانى كه مى‏دانند با كسانى كه نمى‏دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكّر مى‏شوند!»»

منظور آيه كاملا واضح است يعني كساني كه در طول شب به اطاعت خدا مشغولند علم دارند (يعلمون) و در مقابل كسانيكه عبادت نمي كنند علم ندارند ( لا يعلمون)  بنابر ين منظور از علم، علم به خدا و دين است.

دوم: اين دو آيه از سوره ي انفال را مجاور هم بگذاريد:

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ»؛ قطعا بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانى اند كه تعقل نمي كنند.  » (انفال/ 22)

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ؛ قطعا بدترين جنبندگان پيش خدا كسانى اند كه كفر ورزيدند و ايمان نمى آورند »  (انفال/ 55)

نتيجه اين مي شود: كفر و بي ايماني = تعقل نكردن, به عبارت ديگر:  ایمان = تعقل

سوم: أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلا؛ آيا گمان دارى كه بيشترشان (كفار) مى شنوند يا مى انديشند آنان جز مانند چهارپايان نيستند بلكه گمراه ترند. (فرقان/ 44)

در آيه فوق كفار را فاقد تعقل قلمداد كرده است.  بعبارت ديگر كفر = عدم تعقل

چهارم: «وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في‏ أَصْحابِ السَّعيرِ؛ و (كافران)گويند اگر شنيده بوديم يا تعقل كرده بوديم در دوزخيان نبوديم.»  (ملک/ 10)

در اين آيه اصحاب جهنم را فاقد تعقل مي داند.

اين تفحص را مي توانيد در بقيه ي آياتي كه لغت فكر يا عقل و يا علم دارند ادامه دهيد به همين نتيجه مي رسيد.  بنابراين با توجه به كليه ي آيات مربوط به علم و تعقل در قرآن (كه چند مورد آن ذكر شد) كسي كه ايمان ندارد فاقد تعقل و تفكر و علم بحساب مي آيد هر چند استاد رياضي يا نجوم ويا فيزيك باشد.  به بيان ديگر؛ علمي كه يادگيري و آموزشش ثواب دارد و معلم و متعلمش محترم است دانش دين است.

اما شواهدي از احاديث:

قال النبي: من ابتغي العلم من غيره اضله اﷲ (تفسير عياشي ج1 ، ص 6)؛كسي كه براي علم به غير از قرآن رجوع كند خدا او را گمراه مي كند.

اين حديث بروشني بيان مي كند كه علم همانست كه در قرآن است و هر كه دنبال علم در جائي غير از قرآن بگردد گمراه مي شود يعني در جاي ديگري به علم دست نخواهد يافت.

قال النبي: العلم ثلاثة فما سوى ذلك فهو فضل آية محكمة أو سنة قائمة أو فريضة عادلة (سنن ابي داوود ج 3،ص 119 و سنن ابن ماجه ج 1، ص21)

از محمد نقل شده است كه علم سه گونه است: آيه ي محكم, ياواجب الهي عادله و يا سنت استوار (كه هر سه علم دينند) و غير از آن فضل است.

يعني پيامبر غير از علم دين را علم نمي داند و بقيه ي علوم را فضل مي داند.  فضل به معني زيادي است يا زيادي نيكو (فضيلت) و يا زيادي بيهوده.  با توجه به فحواي سخن پيامبر بنظر مي رسد كه منظور وي از زيادي بيهوده باشد.

دکتر سها این ادعا را مورد اتفاق اکثریت قریب به اتفاق علمای دین می داند و اشعاری از  مولوی و جمله ای از صدر المتالهین را برای اثبات ادعای خود ذکر می کنند.

ایشان در ادامه می نویسد: «بنابراين دانش هاي غير ديني در اسلام ارزشي ندارند از جمله علوم تجربي.  در قرآن وسنت هيچ آيه و يا حديثي يافت نمي شود كه با اطمينان بتوان گفت در مورد علوم تجربي است,كه امري طبيعي است چون علوم تجربي حدود 200 سال عمر دارند و در زمان محمد ناشناخته بوده است.   بنابر اين دانش تجربي به مفهوم امروزين، در اسلام ناشناخته است و اگر هم شناخته شده بود تازه مي شد علم آخور و بي ارزش. (کتاب نقد قرآن، ص 55)

البته این دیدگاه در میان مستشرقینی مانند تنیمان(مستشرق آلمانی م1819م) هم دیده می شود.  او علت عقب ماندگی مسلمانان از علوم را منع قرآن کریم از تفکر آزادانه می داند. (المرطعنی،عبدالعظیم ابراهیم محمد،افترائات المستشرقین علی الاسلام،ص 40.)

 

الف:تحلیل و پیش فرض ها

دکتر سها دعوت قرآن کریم به یادگیری علوم و تشویق جویندگاه علم و دانش را پذیرفته است اما شبهه او در این است که قرآن کریم اگر کتاب خداست چرا مسلمانان را از یادگیری علوم غیر دینی منع نموده است.

استدلال ایشان این است که در تمامی آیاتی که سخن از علم تعقل و تفکر است منظور همان علوم دینی است و روایات پیامبر اسلام (ص) نه تنها به یادگیری علوم تجربی تشویق نمی کند بلکه مسلمانان را از آن منع می نماید زیرا از منبعی غیر از قرآن علومی استفاده شده است که گمراهی است.

پیش فرض ها

1- منظور از علم در آیات قرآن کریم تنها علوم دینی است.

2-منظور از تعقل، تنها ایمان به خدا و روز معاد و نبوت است و شامل علوم طبیعی نمی شود.

3- از نظر پیامبر اسلام (ص) یادگیری علوم تجربی اتلاف عمر است.

4- از نظر پیامبر اسلام(ص) هر آنچه از غیر قرآن فراگرفته شود گمراهی است.

شبهه

قرآن کریم چگونه می تواند مطابق قوانین علوم طبیعی سخن گوید در حالی که مسلمانان را از آموختن آنها منع کرده است.

بررسی پیش فرض ها

با توجه به اینکه این شبهه مبنایی است لازم است پیش فرض های آن مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

 

اول- منظور از علم در آیات قرآن کریم تنها علوم دینی است

مفهوم علم در قرآن بسيار گسترده است و دعوت به فراگيرى علم تنها منحصر در علوم و احكام شرعى نيست بلكه حيطه دانش چنان وسيع است كه قابل تحديد و شمارش نيست لذا در مى‏يابيم كه در برخى آيات، خداوند به پديده‏هاى كاملا طبيعى اشاره مى‏كند و آن‏گاه از علم سخن مى‏گويد و اين بدان معنى است كه شناخت طبيعت و آشنايى با آن نيز جزو دانش‏هايى است كه بشر مى‏تواند آن را كسب كند و يكى از مقاصد قرآن هم شايد همين نكته باشد كه بشر بى‏كشف طبيعت هر چه بهتر و بيش‏تر به جنبه آيه بودن و نشانه بودن هستى راه يابد و از آن طريق به توحيد در خالقيت و ربوبيت بيش‏تر و بهتر نزديك شود.. (سروش آسمانى سيرى در مفاهيم قرآنى، ص 416) قرآن کریم در آیات متعدد ما را به دقت در جهان خلقت دعوت می کند و نه تنها با اشارات علمی خدماتی را به عرصه علوم طبیعی ارائه می کند بلکه گاهی اعجاز علمی قرآن هم ثابت می شود همه این ها در کنار اعترافات دانشمندان غربی، بیانگر اهمیت علوم طبیعی نزد قرآن کریم دارد.

الف: دعوت قرآن به تفکر در طبیعت

آیاتی از قرآن کریم مردم را به تفکر و تامل و دقت در جهان هستی تشویق می کند. اگر از نظر  قرآن کریم علوم طبیعی ارزشی نداشت چرا به تفکر در آن دعوت کرده است؟ یکی از آیات شریفه که ما را دعوت به تفکر می کند مورد بررسی قرار می دهیم.

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِيبُ سُودٌ.  وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ (فاطر 27 و 28)؛ آيا نديدى كه خداوند از آسمان باران فرود آورد، پس با آن ميوه‏هايى به رنگ‏هاى مختلف پديد آورديم و كوه‏ها را به صورت رشته‏هاى سفيد و قرمز گوناگون و يا كاملا سياه پديد آورديم و آدميان و جنبندگان و چهارپايان را به رنگ‏هاى مختلف آفريديم، از ميان بندگان خدا تنها مردم دانشمند از او خشيت دارند.  در اين آيات خداوند متعال بندگان را دعوت به تفكر و نظر كردن در پديده‏هاى طبيعى مى‏كند تا انسانها از راه مشاهده نظم و هماهنگى دستگاه آفرينش به عجايب خلقت به او پى‏برند.  واضح است كه براى درك مسائلى كه در اين آيات مطرح شده است و براى يافتن پاسخ به سؤالاتى كه در برخى از اين آيات آمده است دانستن علوم طبيعى ضرورى است زيرا مطالعه سطحى موجودات طبيعى نمى‏تواند انسان را به عظمت خلقت آشنا سازد.  بهمين جهت است كه در آيات 28- 27 سوره فاطر خداوند پس از ذكر يك سلسله پديده‏هاى طبيعى مى‏فرمايد: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» يعنى تنها علماء هستند كه عظمت خداى را در مى‏يابند و خشيتى شايسته او در دلشان پيدا مى‏شود. (قرآن و علوم طبيعت، ص67)

آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر این آیه شریفه می فرماید:«از آنجا كه بهره‏گيرى از اين آيات بزرگ آفرينش بيش از همه براى بندگان خردمند و دانشمند است در دنباله آيه مى‏فرمايد: تنها بندگان عالم و دانشمندند كه از خدا مى‏ترسند (إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ).

آرى از ميان تمام بندگان، دانشمندانند كه به مقام عالى خشيت يعنى ترس از مسئوليت توأم با درك عظمت مقام پروردگار نائل مى‏گردند، اين حالت خشيت مولود سير در آيات آفاقى و انفسى و آگاهى از علم و قدرت پروردگار، و هدف آفرينش است. (تفسير نمونه، ج‏18، ص247)

در تفسیر روح المعانی نیز تاکید شده است که كلمه« كذلك» مربوط است به كلمه« يخشى» در جمله« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» و اشاره است، به عبرت‏گيرى از ثمرات و كوه‏ها و ساير موارد مذكور، و معنايش اين است كه تنها كسانى از خدا خشيت دارند و اين چنين از آيات عبرت مى‏گيرند كه عالم باشند. (تفسیر روح المعانی، ج 21، ص 191) ولى علامه طباطبایی ره این وجه را بعید می دانند و آیه « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» را استیناف می دانند که ارتباطی با قبل ندارد. (الميزان في تفسير القرآن، ج‏17، ص 43)

اما با توجه به «أَلَمْ تَرَ» که پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله» را تشویق به دقت در طبیعت می کند می توان ارتباط بین آیه إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ را به قبل قطع کرد؟ البته دانشمندانی را اهل خشیت می داند که از عباد باشند اما نمی توان به کلی ارتباط را منتفی دانست.  از بارزترين چيزهايى كه خرد آدمى را برمى‏انگيزد و او را بر آن مى‏دارد كه به ژرفاى حقايق فرو رود، تفاوتها و جريان هايى است كه در طبيعت بروز مى‏كند و آگاهى ما را نسبت به تدبير خداوند و قرار داشتن او بر عرش قدرت مى‏افزايد، زيرا اداره امور گوناگون كه هر يك از آنها به انجام وظيفه‏اى معيّن مى‏پردازند و هماهنگى ميان آنها و ديگر امور، بزرگترين گواه خبرگى و قدرتمندى است. (تفسیر هدایت ج 11، ص 50)

به راستی اگر قرآن کریم تنها به آخرت نظر دارد و اهمیتی به علوم طبیعی نمی دهد چرا این همه تاکید بر دقت در آن کرده است. این اعتراف از امثال  هانری کربن از مستشرقین غربی هم شنیده شده است. او در مورد اشارات قرآنی می نویسد: اگر اندیشه های محمد خرافی بود یا اگر او پیامبر خدا نبود هیچ گاه جرات نمی کرد حرفی از علم به میان آورد وبشر را به علم دعوت کند. (دو فصل نامه تخصصی قرآن پژوهی خاورشناسان،شماره ششم، ص 65)

ب: اشارات علمی قرآن کریم

قرآن کریم نه تنها صراحتا ما را دعوت به تفکر و تامل در جهان هستی نموده است بلکه در آیات متعددی به ذکر اشارات علمی پرداخته است. بحث از پیدایش خلقت و رتق و فتق آسمان ها و زمین (انبیاء/ 30) و نقش کوه ها در استواری زمین (انبیاء/ 31) دشواری تنفس با افزایش ارتفاع (انعام/ 125) منشا حیات بودن آب (انبیاء/ 30) پوشش هوایی حافظ زمین (انبیاء/ 32) و موارد فراوانی که ذکر آن خود کتابی مفصل را می طلبد. (رک:پژوهشی در اعجاز علمی قرآن)

آیا پرداختن به این مسائل نشان از توجه به علوم تجربی نیست؟گرچه امثال دکتر سها در مقام نقد این مطالب علمی برآمده اند و آنها را غلط می داند اما تلویحا پرداختن قرآن کریم به آنها را پذیرفته اند و این امر مسلم بین همگان است.

ج: اعجاز های علمی قرآن

در میان اشارات علمی قرآن کریم برخی در زمان نزول ناشناخته بوده است و با توجه به عدم وجود علوم طبیعی و یا رشد کم آنها ناشناخته مانده است اما امروزه با توجه به یافته های علمی جدید ثابت شده است که قرآن کریم کتابی آسمانی است که این گونه دقیق به این مسائل پرداخته است.

د: پیشرفت های علمی دانشمندان مسلمان

به جرات مى‏توان گفت كه عامل اصلى اشتغال مسلمانان به علوم عقلى از طبيعيّات و رياضيات و غير اينها به صورت نقل و ترجمه در آغاز كار و به نحو استقلال و ابتكار در سرانجام، همان انگيزه فرهنگى بود كه قرآن مجيد در نفوس مسلمانان فراهم كرده بود. (قرآن در اسلام، ص 160- 163) بعضی از مستشرقان منصف مانند ریتو بنورث بر خلاف او بر این اعتقادند که علوم طبیعی فلکی و فلسفه از قرآن اقتباس شده است و علما مدیون قرآن هستند. (دو فصل نامه تخصصی قرآن پژوهی خاورشناسان،شماره ششم،ص 64) دکتر محمد خلیفه حسن از دکتر محمد یاسین عریبی چنین گزارش می دهد: «تاریخ ترجمه کتب اسلامی و عربی توسط غربیان از این خیانت پر است این خیانت از پاپ شلفستر دوم آغاز شد. حتی فیلسوفان بزرگ غرب مانند دکارت و کانت برخی از مهم ترین اندیشه های فلسفی خویش را از کتب فیلسوفان اسلامی گرفتند ولی به نام خود مطرح کردند. (زمانی، محمدحسن، شرق شناسی و اسلام شناسی غربیان، ص 110)

سال 287 تا 700 قمری (900 تا 1300 م) عصر طلایی پزشکان مسلمان است. مسلمانان در این دوره بیشترین تعداد پزشکان و بالاترین نوآوری ها را داشتند و دانشمندان غرب، این دوره را عصر طلایی رشد مسلمانان نامیده اند. (منطق تفسیر قرآن 5، ص 303) دکتر جی ای پارک می نویسد:«در حالی که اروپاییان در دوره سیاه به سر می بردند مسلمانان در بقیه نقاط متمدن جهان به پیش می رفتند. آنان در بغداد دمشق قاهره و دیگر شهرها مدارس پزشکی و بیمارستان برپا می کردند. آنها مشعل فروزانی از دانش پزشکی برافروختند.» (پزشکی پیش گیری اجتماعی ،جی ای پارک ،ج 2 ص 9)

هـ : اعتراف دانشمندان غربی

اگر مسلمانان به توجه قرآن کریم به علم تصریح می کنند شاید بتوانند بر آن اشکال کنند اما اعتراف غیر مسلمانان به توجه قرآن کریم به علوم طبیعی چه وجهی غیر از اقرار به تشویق مردم به علوم تجربی می تواند داشته باشد.

1- رودول (اسلام شناس انگلیسی)

قرآن مقام والایی دارد زیرا نام خداوند و خالق جهان و ستایش او را در میان ملل بت پرست نشر داد و آن را به همه کس اعلام کرد. اروپا نباید فراموش کند که مدیون قرآن است همان کتابی که آفتاب علم را در میان تاریکی قرون وسطی در اروپا جلوه گر ساخت. (قرآن از نگاه دانشمندان غربی،دکتر سید رضا مودب و مجید دانشگر ، ص65، مجله قرآن پژوهی خاورشناسان، شماره ششم،بهار و تابستان)

2- موریس بوکای

ایشان از جمله مستشرقین منصف می باشد ایشان در کتاب خود به نام عهدین ،قرآن وعلم می نویسد:«قرآن همواره آدمیان را به دانش فرا می خواند و ملاحظات بسیاری در باره پدیده های طبیعی دارد این ملاحظات با توضیح و تفصیل همراهند و با معلومات امروزی علم نیز دقیقا می خواند. اما چنین وضعی را در کتب مقدس یهودی و مسیحی نمی توان پیدا کرد. (موریس بوکای، عهدین، قرآن وعلم، ترجمه حسن حبیبی، ص 164) ایشان در ادامه می نویسد:«در متن عهد عتیق اشتباهات مهم علمی وجود دارد حال آنکه در قرآن من به هیچ اشتباهی بر نخوردم و این مطلب مرا به طرح این سوال ناگزیر ساخت که اگر گفته شود یک فرد بشری مولف قرآن بوده است چگونه توانسته است در قرن هفتم میلادی مطالبی بنویسد که با معارف علمی امروزی مطابق باشد. (همان، ص 169)

3- جرنیه فرانسوی

ایشان در مورد علوم طبیعی در قرآن می نویسد:«من تمام آیه های قرآن را که در زمینه علوم طبیعی بهداشت و طب بودند را مطالعه کردم و آن ها را مطابق دقیق ترین قانون های علوم طبیعی و پیچیده ترین اصول ثابت شده علوم عقلی دیدم و یقین کردم که هزار سال قبل جز خدا هیچ کسی بر روی زمین از آن قوانین و اصول آگاه نبود پس به حقانیت و خدایی بودن چنین کتابی ایمان آوردم. (دو فصل نامه تخصصی قرآن پژوهی خاورشناسان،شماره ششم، ص 64)

دوم: منظور از تعقل، تنها ایمان به خدا و روز معاد و نبوت است نه علوم طبیعی

همان طور که روشن شد قرآن کریم به علوم تجربی دعوت می کند اما آیا به کار بردن آنها به هر شکل عاقلانه است؟ آیا کشتار مردم و ضربه زدن به هم نوعان برای امیال نفسانی و سلطه طلبانه تعقل است؟

قرآن مجيد به اين علوم دعوت مي كند به اين شرط كه به حق و حقيقت رهنما قرار گيرند و جهان بينى حقيقى را كه سرلوحه آن خداشناسى مي باشد در برداشته باشند و گرنه علمى كه انسان را سرگرم خود ساخته از شناختن حق و حقيقت باز دارد در قاموس قرآن مجيد با جهل مرادف است.  خداى متعال مي فرمايد: «يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ» (روم/ 7)؛آنان از زندگى اين جهان ظاهر و نمودى را مي دانند و آنان از زندگى آن جهان غافلند».  و ميفرمايد: «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ» (جاثيه/ 23)؛ آيا ديدى آن كسى را كه خداى خود را هواى نفس خود قرار داده و خدا با داشتن علم گمراهش نموده و بگوش و دلش مهر و بچشمش پرده‏اى زده است پس كيست كه پس از خدا او را راهنمائى كند). (قرآن در اسلام، ص 158)

اما سوال این است که چه راهی تضمین کننده حرکت درست در جهت استفاده از علوم بشری است؟آن چه می تواند آنها را خود خواهی و سوء استفاده از علوم باز دارد ایمان به خداوند متعال و روز معاد است.

از نظر اسلام چيزى كه تضمين مى‏كند علم در راه درست بكار رود ايمان است.  علم در قرآن مقرون به ايمان آمده است.  در اولين آيه‏اى كه به پيامبر نازل شد و در آن امر به قرائت شده است «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» (علق/ 1) قرائت مقرون به اسم پروردگار آمده است‏. (قرآن و علوم طبيعت، ص: 79)

 

سوم: از  نظر  پیامبر اسلام (ص) یادگیری علوم تجربی اتلاف عمر است.

دکتر سها در مورد روایت نبوی که «العلم ثلاثة فما سوى ذلك فهو فضل آية محكمة أو سنة قائمة أو فريضة عادلة (سنن ابي داوود ج 3 ،ص 119و سنن ابن ماجه ج 1 ص 24)  كه علم سه گونه است آيه ي محكم, ياواجب الهي عادله و يا سنت استوار و غير از آن فضل است.» بر این اعتقاد است که پيامبر غير از علم دين را علم نمي داند و بقيه ي علوم را فضل مي داند.  فضل به معني زيادي است يا زيادي نيكو (فضيلت) و يا زيادي بيهوده.  با توجه به فحواي سخن پيامبر بنظر مي رسد كه منظور وي از زيادي بيهوده باشد.

 

نقد و بررسی

این ادعای دکتر سها از جهاتی مورد نقد و بررسی و قرار می گیرد.

1- تعارض با دیگر روایات

اين روايات با رواياتى كه علوم ديگر را علم مى‏داند، معارض است.  براى مثال رواياتى كه پزشكى و نجوم را علم مى‏داند، با اين روايت متعارض است، به عنوان مثال پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) در یک تقسیم کلی، علوم را به دو دسته می‌کنند: «العلمُ علمانِ: ۱)علمُ الادیانِ ۲) علمُ الابدانِ» (بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۰، ح ۵۲) علم دو دسته است: ۱- علم ادیان ۲- علم بدن‌ها دسته اول با دین و آخرت انسان مرتبط اند و دسته دیگر با بدن مادی و دنیای انسان در ارتباطند.  بنابراين ظهور روايت و حصر آن، قابل استناد نيست و نمى‏توان آن را اخذ كرد، بلكه بايد آن را حمل بر اهميت اين علوم (آيات و احكام . . . ) بكنيم و چون موضوع اين علوم، شرافت بيشترى دارد پس اهميت بيشترى هم دارد. (در آمدی بر تفسیر علمی قرآن، ص 143)

2- تاکید ائمه معصومین(ع) بر علوم تجربی

به جز قرآن کریم و پیامبر اسلام (ص) اهل بیت عصمت و طهارت( ع) هم بر یادگیری علوم تجربی تاکید دارند

الف: حضرت امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: «الْعُلُومُ أَرْبَعَهٌ الْفِقْهُ لِلْأَدْیَانِ وَ الطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ وَ النَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ النُّجُومُ لِمَعْرِفَهِ الْأَزْمَانِ» (بحار الانوار، ج 1، ص 218) علم چهار رشته است: ۱- علم فقه برای دین ۲- علم طب، برای امراض بدن ۳- علم نحو، برای مصونیت زبان از خطا ۴- علم نجوم برای شناخت زمان» در برخی روایات دیگر، به علم پزشکی برای سلامتی بدن سفارش و توصیه شده است.

ب: امام صادق(ع) علاوه بر فقه و کلام و تفسیر و  . . .  تمامی علوم بشری از فیزیک و شیمی گرفته تا ریاضیات و . . .  را به شاگردانش تعلیم داده و حتی علوم غریبه را نیز به برخی شاگردان آموخت (رک:شگفتی های آفرینش از زبان امام صادق (ع)  به مفضّل بن عمر ، ترجمه نجفعلی میرزایی،انتشارات هجرت،قم،چاپ دوم،1374) یکی از بزرگ‌ترین شیمی دانان تاریخ؛ یعنی جابر بن حیان، شاگرد خاص امام جعفر صادق علیه السلام بود

د: امام صادق (ع) خطاب به مفضل بن عمر فرمودند:«تفكر كن اى مفضّل درباره آنچه كه خداوند زمينه فراگرفتن آن را براى بشر فراهم كرده و درباره آنچه كه بشر را از دانستن آن محروم كرده است.  پس دانستن آنچه را كه مصلحت دين و دنياى مردم در آن است براى آنها ميسر كرده است.  از جمله معرفت هايى كه در آنها مصلحت دينى بشر نهفته است معرفت خالق تبارك و تعالى است از طريق دلايل و شواهدى كه خداوند در مخلوقاتش ظاهر گردانيده است، و معرفت چيزهايى است كه باعث رفتار عادلانه با همه مردم و نيكى به پدر و مادر و اداى امانت و مراعات فقرا و نظاير آنها مى‏شود، امورى كه معرفت و اقرار و اعتراف به آنها در طبع و فطرت هر انسانى هست، چه مسلمان باشد و چه كافر.  همچنين استعداد شناختن چيزهايى كه در آنها مصلحت دنيوى بشر هست به انسان داده شده است.  بعنوان مثال مى‏توان امور زير را ياد كرد: كشاورزى، درخت كارى، عمران زمينها، و دامدارى، شناسايى گياهانى كه براى‏درمان بيماريها بكار مى‏روند، شناسايى معادنى كه انواع جواهر از آنها استخراج مى‏شود، شناخت نحوه حركت در درياها و فرو رفتن در اعماق آنها، شناخت روشهاى مختلف صيد حيوانات وحشى و طيور و ماهيان، تدبير صنايع گوناگون، شناسايى انواع گوناگون بازرگانى و حرفه‏ها، و چيزهاى ديگرى كه صلاح كار بشر در اين جهان به آنهاست و شرح آنها به طول مى‏انجامد و تعدادشان خيلى زياد مى‏شود.  پس خداوند استعداد داشتن آنچه را كه وسيله صلاح دين و دنياى بشر است به او داده است و او را از داشتن چيزهايى كه در شأن او نيست و طاقت آنها را ندارد محروم كرده است.  از جمله اينها مى‏توان علم غيب و علم به امور آينده و علم به بعضى از امور گذشته را نام برد . . .  پس بنگر و تأمل كن كه چگونه خداوند به انسان استعداد داشتن آنچه را كه براى دين و دنيايش لازم دارد بخشيده است و دانش چيزهاى ديگر را از او محجوب داشته است تا قدر خود را بشناسد و نقص خود را بداند و اين هر دو به صلاح اوست. (مجلسى، بحار الانوار، ج 3، صص 83- 82)

 

چهارم: از نظر پیامبر اسلام هر آنچه از غیر قرآن فراگرفته شود گمراهی است

دکتر سها روایت پیامبر اسلام (ص) که «من ابتغي العلم من غيره اضله اﷲ (تفسير عياشي ج 1 ص 6)؛كسي كه براي علم به غير از قرآن رجوع كند خدا اورا گمراه مي كند»را دلیل بر این گرفته است که هر علمی که منشا قرآنی ندارد مردود است که از آن جمله علوم تجربی است.   به زعم ایشان اين حديث به روشني بيان مي كند كه علم همانست كه در قرآن است و هر كه دنبال علم در جائي غير از قرآن بگردد گمراه مي شود يعني در جاي ديگري به علم دست نخواهد يافت.

بررسی

با توجه به توسعه معنای علم در قرآن کریم باید دید منظور از علم چیست؟ برای روشن شدن آن می توان از روایات مشابه استفاده کرد. در روایتی از پیامبر اسلام ص آمده است« ستكون فتنة! قلت: فما المخرج منها؟ قال: كتاب اللّه، فيه نبأ ما قبلكم، و خبر ما بعدكم، و فصل ما بينكم، فهو الفاصل بين الحق و الباطل، من ابتغى الهدى من غيره أضله اللّه إلى قوله: من قال به صدق، و من عمل به أجر، و من حكم به عدل، و من دعا إليه هدي إلى صراط مستقيم.  و رواه في أماليه بسند آخر عن معاذ بن جبل رضي اللّه عنه. (بحارالأنوار، ج  89 ص، 31) اگر عبارت من ابتغی الهدی من غیره اضله الله در این روایت را در کنار جمله من ابتغی العلم من غیره اضله الله قرا ردهیم روشن می شود که منظور از علم هدایت است و مسلما در قرآن کریم هر آنچه مورد نیاز برای رسیدن به هدایت باشد آمده است.

موید این مطلب روایاتی است که مسلمانان را به فراگرفتن علوم حتی از کشوری مانند چین می کند  «اُطلُبوا العِلمَ ولَو بِالصِّینِ؛ فإنَّ طَلَبَ العِلمِ فَریضَةٌ عَلى کُلِّ مُسلِم (مجلسى، بحار الانوار، ج 1، ص 180)؛ دانش را فرا گیرید ، گرچه در چین باشد ؛ زیرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است.

مسلمان، از چين دانش دينى فرا نمى‏گيرد.  منظور از كلمه «چين» اينست كه مسلمان بايد در جستجوى دانش به همه جا مراجعه كند اگر چه به اقصى نقاط جهان باشد. (قرآن و علم امروز، ص 42)

پاسخ

قرآن کریم نه تنها از یادگیری علوم تجربی منع نکرده است بلکه از توجه به علوم تجربی غافل هم نبوده است. تشویق مردم به دقت در طبیعت و تامل در جهان هستی در آیات شریفه مسلمانان را به یادگیری علوم ترغیب نمود. اشارات علمی و پرداختن به مسائل علمی که برخی از آنها امروزه با پیشرفت علوم و دست آوردهای قطعی جدید در حوزه علوم تجربی نشان از اعجاز علمی قرآن کریم دارد بر این مسئله تکیه دارد که علوم تجربی در اسلام مورد پذیرش است. برخی از مستشرقین قرآن کریم را به عنوان راه گشای عرصه علوم طبیعی معرفی می کنند.

البته نباید از نکته ای غفلت کرد و آن هم این است که اگر هدف و غایت یادگیری این علوم شیطانی باشد قرآن کریم بین علم و جهل تفاوتی قائل نیست لذا گاهی تعبیر تعقل را در مورد خداشناسی به کار می برد و اگز علوم تجربی به خداشناسی راه نیابد آن را غیر عاقلانه می داند.

در کنار قرآن کریم روایات نبی مکرم اسلام ص و اهل بیت عصمت و طهارت ع نشان می دهد این ذوات مقدس پیروان خود را به یادگیری علوم تجربی تشویق می کردند. (بحارالانوار،ج1،ص 218)

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *