آیا سحر در قرآن کریم، تأیید شده است؟

سم الله الرحمن الرحیم

ادعای تأييد سحر

عبدالحسین شورچه و سمیرا حیاتی

شبهه:

آیا سحر وجود حقیقی ندارد؟ آیا سحر از خرافه­های دنیای باستان است؟ (سها، نقد قرآن، ص 821- 819)

1-­ کهانت ، سحر و جادوگری

مسعودی در مورد کهانت گوید: «گروهی بر آن رفته­اند که کهانت یک حالت لطیف نفسانی است که از صفای طبع و قوّت نفس و دقّت احساس پدید می آید. بسیاری از مردم نیز گفته­اند کهانت از جانب شیطانی می­آید که همراه کاهن است و چیزهای نهان را به او خبر می­دهد. به نظر اینها شیاطین استراق سمع می­کردند و آن را به زبان کاهن القا می­کردند. بسیاری از متقدّمان و متأخران  نیز بر این رفته­اند که کهانت علّت نفسانی دارد و چون نفس نیرومندشود و فزونی گیرد طبیعت را مقهور کند و همه­ اسرار طبیعت را برای انسان کشف کند و همه­ مطالب علمی را بدو خبر دهد…» (مسعودی، مروّج الذّهب و معادن الجوهر، 1/526)

نزدیک­ترین و مرتبط­ترین دانش به کهانت جادوگری یا سحراست. به نظر می­رسد سحر و جادوگری قبل از دیانت و حتّی قبل از اسطوره­های ملّت­ها و اقوام متمدن وجود داشته است. در مورد اعراب جاهلی به طور کلّی درمی­یابیم که هر امری که دهشت آنان را بر می­انگیخت، به آن سحر می­گفتند: «وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ»  (ص: /4) «آنها تعجب كردند كه چرا پيامبر انذار كننده‏اي از ميان آنها برخاسته، و كافران گفتند: اين ساحر دروغگوئي است.» (ر.ک: سلیم الحوت، باورها و اسطوره­های عرب پیش از اسلام، ص 395 – 394)

2-­ سحر واقعیّت یا افسانه؟

اصل شبهه سها، واقعیّت نداشتن سحر است امّا باید گفت به صرف اینکه چیزی با عقل ما موافق نباشد نمی­توان آن را ردّ کرد زیرا عقل بشر ناقص­تر از آن است که بتواند مطالب وحیانی را هضم کند. خود قرآن مجید نیز به سحر اشاره کرده است مانند آیه­ 102 سوره­ بقره وآیه 116 سوره اعراف و آیه­66سوره­ طه و  یا سوره فلق. بنابراین همانگونه که گفته شده:

الف)­ سحر و جادو، مقوله­ای است که از گذشته وجود داشته است؛ قرآن نیز قضیّه هاروت و ماروت را که به مردم سحر می­آموختند (بقره: 2/102) و جمع شدن ساحران را در زمان فرعون آورده است. مرحوم طبرسی (ره) می­فرماید: «سحر، عملی مخفی است و سبب آن مخفی است. تصوّر می­شود بر خلاف صورتش انجام می­گیرد. ظاهرش را عوض می­کنند ولی حقیقتش باقی است.» (طبرسی، مجمع­البیان فی تفسیر القرآن، 1/170) و علّامه طباطبایی (ره) می­فرماید: «قرآن کریم، تأثیرسحر را فی الجمله، دربعضی مواقع تصدیق می­کند.» (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 10/898) و در نهج البلاغه  نیز می­خوانیم «…و السحر حق….» ( کلمات قصار، ش400)

ب) ­البتّه آنچه از مجموع آیات و روایات به دست می­آید، این است که سحر در بعضی از اشخاص و در بعضی از امور مؤثر است، مثل ایجاد دوستی و دشمنی بین همسران، امّا در بسیاری از امور مثل زنده کردن مردگان یا تغییر ماهیّت انسان به حیوان و تمامی کارهایی که جزء معجزات انبیای عظام بوده است بی­اثراست و کارایی ندارد. (مسعودی، مروّج الذّهب ومعادن الجوهر، ص 176)

3-­­ گرايش به سحروجادوگري

تمايل و گرايش به “سحر و جادوگري ” از خصوصيات بارز قوم يهود است به طوري که خداوند معجزه حضرت موسي «علیه­السّلام» را از جنس سحر و ساحري قرار داد. و در طول تاريخ يهود نيز مي­بينيم که يهوديان به جاي اطاعت ازپيامبران الهي بيشتر پيرو و مـطيع کاهنان ساحر بودند و همين عامل زمينه­اي براي گرايش به  شيطان­پرستي و کفر را در آنان ايجاد نمود.

ولتر نويسنده فرانـسوي مي­گويد: «يهود کساني هستند که معـولاً مردم براي انجام کارهاي سحر جـادوگري به آنها مراجعه مي نمودند و منشأ اين توهم قديمي و کهنه، همان اسرار کابالا مي­باشد که يهوديان مي پنداشتند که تنها ايشان بر اين اسرار واقفند و در واقع ايده توسل به شياطين براي سحر و از يهود است بلکه اين خود يکي از رسوم و معتقدات آنها به شمار مي آمد. » (طبّاره، يهود از نظر قرآن، ص 139 – 138)  ويل دورانت در کتاب تاريخ تمدن در اين زمينه چنين مي­گويد: «معتقدات سحر و ساحري که در آداب پرستش قديم وجود داشت با و جود جلوگيري انبياء تا زمان متأخر در ميان يهود برقرار ماند، حتي موسي «علیه­السلام» و هارون را ساحري مي­دانستند.» (ويل دورانت، تاریخ تمدن، 1/258)

در قرآن درباره سحر و ساحري يهود چنين آمده است:

«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى‏ مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ» (بقره: 2/102) وآنچه را كه شيطان [صفت‏] ها در سلطنت سليمان «علیه­السّلام» خوانده [و درس گرفته‏] بودند، پيروى كردند. و سليمان «علیه­السّلام» كفر نورزيد، ليكن آن شيطان [صفت‏] ها به كفر گراييدند كه به مردم سحر مى‏آموختند. و [نيز از] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابِل فرو فرستاده شده بود [پيروى كردند]، با اينكه آن دو [فرشته‏] هيچ كس را تعليم [سحر] نمى‏كردند مگر آنكه [قبلًا به او] مى‏گفتند: «ما [وسيله‏] آزمايشى [براى شما] هستيم، پس زنهار كافر نشوى.» و [لى‏] آنها از آن دو [فرشته‏] چيزهايى مى‏آموختند كه به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند. هر چند بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسيله آن به احدى زيان برسانند. و [خلاصه‏] چيزى مى‏آموختند كه برايشان زيان داشت، و سودى به ايشان نمى‏رسانيد. و قطعاً [يهوديان‏] دريافته بودند كه هر كس خريدار اين [متاع‏] باشد، در آخرت بهره‏اى ندارد. وه كه چه بد بود آنچه به جان خريدند- اگر مى‏دانستند.

اين آيه در رد اين افسانه است که قوم يهود مي پنداشتند حضرت سليمان «علیه­السّلام» به بزرگي و عظمـت نرسيد

مگر به واسطه آشنايي با سحر وجادوگري! و معتقدند که او تمام نوشتجات جادوگري را جمع آوري کرده و زير تخت خود مدفون ساخته است لکن مردم از آن اطلاع پيدا کرده و آنها را خارج نمودند و به يکديگر منتقل ساختند و حضرت در اواخر عمرش مرتد گشته و بت پرست گرديده است.» (ر.ک: طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، 1/285؛ مکارم شيرازي، تفسیر نمونه، 1/370)

اين گفتار يهود علاوه بر اينكه تهمت و افتراى بزرگى نسبت به اين پيامبر الهى محسوب مى‏شد لازمه‏اش تكفير سليمان «علیه­السّلام» بود، زيرا طبق گفته آنان سليمان «علیه­السّلام» مرد ساحرى بوده كه خود را به دروغ پيامبر خوانده و اين عمل موجب كفر است. حق تعالي در ردّ سخن ايشان مي فرمايد: «وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا»  سليمان «علیه­السّلام» کافر نشد بلکه اين شياطيني که به مردم سحر مي­آموختند و از فنون سحر استعمال مي­کردند، کافر شدند. زيرا  «آنچه سليمان «علیه­السّلام» مى‏كرد، به سحر نمي­كرد و چه طور ممكن است سحر بوده باشد، و حال آنكه سحر كفر به خدا است، و تصرف و دست اندازى در عالم به خلاف وضع عادى آن است، خداى تعالى عالم هستى را به صورتى در ذهن موجودات زنده و حواس آنها در آورده، آن وقت چگونه ممكن است سليمان «علیه­السّلام» پيغمبر اين وضع را بر هم زند؟ و در عين اينكه پيامبرى است معصوم، به خدا كفر ورزد.» (طباطبايي، المیزان فی تفسیر القرآن، 1/354)

على «علیه­السّلام» مى‏فرمايد: مـَنْ تـَعـَلَّمَ شـَيـْئاً مـِنَ السِّحـْرِ قـَليـلاً اوْ كَثيراً فَقَد كَفَرَ وَ كانَ آخِرُ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ» و «… كسى كه سحر بياموزد، كم يا زياد، كافر شده است، و رابطه او با خداوند به كلى قطع مى‏شود…. «پس جادوگري به کفر منتهي مي شود زيرا از پرستش خداي يگانه و سير در راه مستقيم دين و اطاعت از قوانين الهي را مانع مي­گردد و از طرفي باعث مي­شود که انسان به غير خدا مانند شياطين و نظير آنها متوسل شود و براي رسيدن به مقاصد خود بايستي در راههاي شرارت و نيرنگ و فساد گام بردارد. »  (طبّاره، يهود از نظر قرآن، ص 143) سپس قرآن در انتهاي آيه برخي از نتايج سحر را بيان مي­کند، اولاً: ساحران به وسيله سحر و جادو نمي­توانند به کسي آسيب برسانند و اگر آسيبي به کسي وارد شود به اذن الهي بوده است چرا که خود سحراز قدرت خداوند است. «فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ» ثانياً: فرا گرفتن سحر چيزي جز ضرر و مفسدت ندارد و در پي ضرر رساندن به ديگران است و سودي نمي رساند. «يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ» ثالثاً: هر كه در پى سحر و ساحرى باشد، و تعاليم الهي را فراموش کند در آخرت بهره‏اى ندارد، «لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» رابعاً: روش و مسلک بدي را انتخاب نمـوده­اند چرا که تعاليم و دسـتورات الهي را ناديده گرفته اند و از خدا غافل، و به پيروي از شيطان پرداخته اند. «وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ» (حسینی شاه عبدالعظیمی، 1/218؛ طبرسي،  مجمع البيان في تفسير القرآن، 1/292؛ طباطبايي، المیزان فی تفسیرالقرآن، 1/355؛ مکارم شيرازي، تفسیر نمونه، ج‏1، ص373)

اگر اين طايفه از يهود به جاي آنکه دنبال خرافات و اساطير را بگيرند به دنبال ايمان، تقوا و عمل صالح

مي­رفتند براي ايشان بهتر بود. «چرا که هر عاقلى مي­فهمد كه شوم‏ترين منابع فساد در اجتماع بشرى سحر

است، و حتي از كلام موسى «علیه­السّلام»  كه در زمان فرعون فرموده بود: «وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى» (طه: 20/69)، ساحر هر وقت سحر كند رستگار نيست.» (طباطبايي، الميزان فی تفسیر القرآن، 1/356)

 

 

 

 

 

منابع:

1-­ قرآن کریم.

2-­ نهج­البلاغه.

3-­ آجيلي، هادي، يهود  و صهيونيسم از منظر قرآن کريم، انتشارات دانشگاه امام صادق «علیه­السّلام»، تهران، 1390 هـ .ش، چاپ اول.

4-­ حرّعاملي، محمّد بن حسن، تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، مؤسّسة آل البيتِ عليهم السلام لإحياء التُّراثِ، بیروت، 1409 هـ .ق، چاپ اول

5-­ حسيني شاه عبدالعظیمی، حسين بن احمد، تفسير اثنا عشري، انتشارات ميقات، تهران، 1363 هـ.ش، چاپ اول.

­6-­رضایی، حسن رضا، قرآن و فرهنگ زمانه، انتشارات مرکز مدیریت حوزه­ی علمیّه، قم، 1383هـ .ش، چاپ اوّل،

7-­سلیم الحوت، محمود، باورها و اسطوره­های عرب پیش از اسلام، ترجمه و تحقیق منیژه عبدالهی و حسین کیانی، نشرعلم، تهران، 1390 هـ .ش،  چاپ اوّل.

8-­ سها، نقد قرآن، ویرایش دوّم.

9-­ طبّاره، عفيف عبدالفتاح، يهود از نظر قرآن، انتشارات آثار بعثت، 1353 هـ .ش، بي چا.

10-­ طباطبايي، محمد حسين، الميزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمدباقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي، قم، 1374 هـ .ش، چاپ پنجم.

11-­ طبرسي، فضل بن حسن، ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، مترجمان، انتشارات فراهاني، تهران، 1360هـ .ش، چاپ اول.

­12-­ مسعودی، ابوالحسن علی بن الحسین، مروّج الذّهب ومعادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1374 هـ .ش، چاپ پنجم.

13-­ مکارم شيرازي، با همکاري جمعي از فضلاء، تفسير نمونه، دارالکتبه الاسلاميه، تهران، 1374 هـ .ش، چاپ اول.

14-­ ويل دورانت، تاريخ تمدن، مترجمان، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1378 هـ .ش، چاپ ششم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *