آیا دنيای مادی از نظر قرآن کریم بی‌ارزش است؟

بسمه تعالی

آیا دنيای مادی از نظر قرآن کریم بی‌ارزش است؟

نویسنده: یوسف جمالی

توضیح شبهه:

در آيات زيادي، دنيا و زندگي و ثروت آن بي ارزش و بازيچه قلمداد شده است ودر مقابل، دنياي بعد از مرگ (آخرت) تكريم شده است از جمله:

«وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون(انعام /32) ؛و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست و قطعا خانه ي آخرت براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند بهتر است آيا نمى انديشيد»

و«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور(حديد/20) ؛ بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون جويى در اموال و فرزندان است چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست». در تأييد آيات فوق، احاديث بسيار زيادي وجود دارند از جمله«قال النبي: إن اﷲ تعالى لما خلق الدنيا أعرض عنها فلم ينظر إليها من هوانها عليه(علاءالدین علی بن حسام، كنز العمال، ج 3 ،ص 78)؛ خدا وقتي دنيا را خلق كرد از آن روي بگردانيد و هرگز بدان نگاه نكرد بخاطر پست ي دنيا نزد او. »

طبيعي است كه يك انسان عاقل به چيز بي ارزش و بازيچه بهائي نمي دهد و در بهبود و پيشرفت آن تلاشي نمي كند.  گريز از دنيا و زهد از صفات بسيار پسنديده اي است كه محمد و فرزندان او و بزرگان اسلام در طول تاريخ به آنها افتخار مي كرده اند.  اين درست در نقطه ي مقابل توسعه و پيشرفت است.  براي توسعه ي علمي، تكنيكي، اقتصادي و سياسي بايد دنيا را مهم و جدي گرفت.  بايد براي شناخت دنيا و قوانين آن بطور جدي سرمايه گذاري، برنامه ريزي و تلاش كرد و براي بكار گيري اين دانش درپيشرفت و توسعه ي زندگي دنيوي بايد با جديت كوشيد.  اينكاري است كه كشورهاي پيشرفته ي دنيا انجام داده و مي دهند.  اما قرآن ما را به اهميت ندادن و بي ارزش دانستن دنيا مي خواند و نتيجه ي آن را امروز در كشورهاي اسلامي مي بينيم. (دکتر سها، نقد قرآن، ص 599 تا 601)

الف: تحلیل و پیش فرض ها

در این شبهه سعی شده است دنیای مادی را نزد قرآن کریم بی ارزش جلوه دهد.  بی توجهی که به دنبال خود، روی گردانی از علوم طبیعی را هم در پی خواهد داشت .

 

پیش فرض

قرآن کریم و روایات ، دنیا را پست و بی ارزش می دانند.

شبهه

چگونه قرآنی که دنیای مادی را پست می داند، می تواند مسلمانان را به فراگیری علوم طبیعی که مربوط به مادیات است فراخواند؟

ب: دیدگاه قرآن کریم نسبت به دنیای مادی

در قرآن کریم دو نوع نگاه کاملا متفاوت نسبت به دنیا وجود دارد یک دیدگاه بی ارزشی آن را جلوه گر می شود و در نگاه دیگر توجه به دنیا دیده می شود.

اول: دنیای بی ارزش

در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که دنیا را بیهوده و مکانی برای سرگرمی معرفی می کند که دکتر سها به تفصیل آنها را ذکر کرده است. آیه « اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور(حدید/ 20) ؛بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مى‏برد، سپس خشك مى‏شود بگونه‏اى كه آن را زردرنگ مى‏بينى سپس تبديل به كاه مى‏شود! و در آخرت، عذاب شديد است يا مغفرت و رضاى الهى و (به هر حال) زندگى دنيا چيزى جز متاع فريب نيست!»این ویژگی ها را در خود جمع دارد.

در این آیه دنیا با بازی سرگرمی و غیره توصیف شده است و در پایان آن را متاع دروغ و فریب می داند. اما چرا دنیا را اینگونه به تصویر می کشد؟ متاع به معنى هر گونه وسائل بهره‏گيرى است، بنا بر اين جمله” دنيا متاع غرور است” مفهومش اين است كه وسيله و ابزارى است براى فريبكارى، فريب دادن خويشتن، و هم فريب ديگران و البته اين در مورد كسانى است كه دنيا را هدف نهايى قرار مى‏دهند و به آن دل مى‏بندند، و بر آن تكيه مى‏كنند و آخرين آرزويشان وصول به آن است، اما اگر مواهب اين جهان مادى وسيله‏اى براى وصول به ارزشهاى والاى انسانى و سعادت جاودان باشد هرگز دنيا نيست، بلكه مزرعه آخرت، و قنطره و پلى براى رسيدن به آن هدفهاى بزرگ است.

بديهى است توجه به دنيا و مواهب آن به عنوان يك” گذرگاه” يا يك” قرارگاه” دو جهت‏گيرى مختلف به انسان مى‏دهد كه در يكى مايه نزاع و فساد و تجاوز و بيدادگرى و طغيان و غفلت است، و در ديگرى وسيله بيدادى است و آگاهى و ايثار و فداكارى و برادرى و گذشت. (آیت الله مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج‏23، ص 354)

 

دوم: دنیای ارزشمند

در برخی آیات شریفه خداوند متعال، دنیا را هم در کنار آخرت قرار می دهد که آنها را مورد بررسی قرار می دهیم

1- « و مَنْ كانَ يُريدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ كانَ اللَّهُ سَميعاً بَصيراً» (نساء/ 134)

كسانى كه پاداش دنيوى بخواهند، (و در قيد نتايج معنوى و اخروى نباشند، در اشتباهند زيرا) پاداش دنيا و آخرت نزد خداست و خداوند، شنوا و بيناست.

آنچه از این آیه فهمیده می شود این است که نه تنها سعادت آخرت بلکه سعادت دنیا هم برای قرآن مهم است و برای آن برنامه دارد. خداوند متعال در صورت عمل به برنامه ای که در قرآن ذکر شده خوشبختی در دنیا را هم تضمین کرده است.

مراد از ثواب دنيا و آخرت، سعادت دنيا و آخرت با هم باشد و سعادت دنيا و آخرت با هم تنها نزد خدا است، پس بنده خدا بايد به درگاه او تقرب بجويد، حتى آن هم كه سعادت دنيا و پاداش مادى را در نظر دارد بايد از خداى تعالى بخواهد.( علامه طباطبایی ،الميزان في تفسير القرآن، ج‏5، ص 104)

2-«وَ الَّذينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون»‏( نحل/ 41)؛آنها كه پس از ستم ديدن در راه خدا، هجرت كردند، در اين دنيا جايگاه (و مقام) خوبى به آنها مى‏دهيم و پاداش آخرت، از آن هم بزرگتر است اگر مى‏دانستند.

3- «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّار(بقره/ 201)؛و بعضى مى‏گويند: پروردگارا! به ما در دنيا (نيكى) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»

گروهى هم مواهب مادى دنيا را مى‏خواهند و هم مواهب معنوى را بلكه زندگى دنيا را نيز به عنوان مقدمه تكامل معنوى مى‏طلبند و اين است منطق اسلام كه هم نظر به جسم و ماده دارد و هم جان و معنا و اولى را زمينه‏ساز دومى مى‏شمرد و هرگز با انسانهاى يك بعدى يعنى آنها كه در ماديات غوطه‏ورند و براى آن اصالت قائلند، يا كسانى كه به كلى از زندگانى دنيا بيگانه‏اند سازگار نيست.  بديهى است حسنه به معنى هر گونه خير و خوبى است و مفهومى وسيع و گسترده دارد كه تمام مواهب مادى و معنوى را شامل مى‏شود(تفسير نمونه، ج‏2، ص 65)

4- حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ *لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون(مؤمنون/ 99 و 100)؛ (آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه مى‏دهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد، مى‏گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترك كردم (و كوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مى‏گويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى‏گويد (و اگر بازگردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند»

در این آیه شریفه برخی از کسانی که از دنیا می روند از خداوند متعال می خواهند تا به دنیا برگردند آیا این نشان از اهمیت دنیا نیست که تنها دنیاست که می تواند سعادت اخروی را رقم بزند؟

او می گوید:اگر بدنيا برگردم، حق خدا را در اموالم ادا خواهم كرد.  پس آنچه ترك شده، اموال است.  برخى گويند يعنى در دنيا عمل صالح انجام ميدهم.  پس آنچه ترك شده، دنياست.  برخى گويند يعنى كارهايى را كه تضييع و ترك كرده‏ام، انجام ميدهم(فضل بن حسن طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص 187‏).

5- «كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقينَ(بقره/ 180)؛بر شما نوشته شده: «هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر چيز خوبى [مالى‏] از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزديكان، بطور شايسته وصيت كند! اين حقّى است بر پرهيزكاران»‏

جالب اينكه در اينجا به جاى كلمه” مال” كلمه” خير” گفته شده است فرموده اگر” چيز خوبى” از خود به يادگار گذارده وصيت كند.

اين تعبير نشان مى‏دهد كه اسلام ثروت و سرمايه‏اى را كه از طريق مشروع به دست آمده باشد و در مسير سود و منفعت اجتماع به كار گرفته شود خير و بركت مى‏داند و بر افكار نادرست آنها كه ذات ثروت را چيز بدى مى‏دانند خط بطلان مى‏كشد و از زاهد نمايان منحرفى كه روح اسلام را درك نكرده و زهد را با فقر مساوى مى‏دانند و افكارشان سبب ركود جامعه اسلامى و پيشرفت استثمارگران مى‏شود بيزار است(تفسير نمونه، ج‏1، ص 615)

6- «فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏( جمعه/ 10)؛

و هنگامى كه نماز پايان گرفت (شما آزاديد) در زمين پراكنده شويد و از فضل خدا بطلبيد، و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد»

جمله« ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» (فضل خدا را طلب كنيد) يا تعبيرات مشابه آن در قرآن مجيد شايد غالبا به معنى طلب روزى و كسب و تجارت آمده است، ولى روشن است كه مفهوم اين جمله گسترده است و كسب و كار يكى از مصاديق آن است، لذا بعضى آن را به معنى عيادت مريض، و زيارت مؤمن، يا تحصيل علم و دانش تفسير كرده‏اند، هر چند منحصر به اينها نيز نمى‏باشد. (تفسير نمونه، ج‏24، ص 127)

7- «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ(بقره/ 29)؛او خدايى است كه همه آنچه را (از نعمتها) در زمين وجود دارد، براى شما آفريد سپس به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چيز آگاه است‏. »

و به اين ترتيب ارزش وجودى انسانها و سرورى آنان را نسبت به همه موجودات زمينى مشخص ميكند، و درست از اينجا در مى‏يابيم كه اين انسان را خدا براى امر بسيار پر ارزش و عظيمى آفريده است، همه چيز را براى او آفريده او را براى چه چيز؟ آرى او عاليترين موجود در اين صحنه پهناور است و از تمامى آنها ارزشمندتراست. (تفسير نمونه، ج‏1، ص 162)

 

پاسخ

همان طور که روشن شد قرآن کریم از طرفی دنیا را پست و بی ارزش و از طرفی آن را خیر و فضل الهی می داند در حالی که دکتر سها تنها به دسته اول اشاره دارد. اما جهت تمایز این دو دیدگاه نسبت به دنیا چیست؟

یقینا مواهب جهان مادى كه همه از نعمتهاى خداست و حتما وجودش در نظام خلقت لازم بوده و هست اگر به عنوان وسيله‏اى براى رسيدن به سعادت و تكامل معنوى انسان مورد بهره‏بردارى قرار گيرد از هر نظر قابل تحسين است.

و اما اگر به عنوان يك هدف و نه وسيله مورد توجه قرار گيرد و از ارزشهاى معنوى و انسانى بريده شود كه در اين هنگام طبعا مايه غرور و غفلت و طغيان و سركشى و ظلم و بيدادگرى خواهد بود، درخور هرگونه نكوهش و مذمت است. (تفسير نمونه، ج‏2، ص 628)

هنوز كم كسانى نيستند كه گمان مى‏كنند دين داراى فقط براى آباد ساختن سراى آخرت و راحتى پس از مرگ است، و اعمال نيك توشه‏اى است براى سراى ديگر و به نقش مذهب پاك و اصيل در زندگى اين جهان بكلى بى‏اعتنا هستند و يا اهميت كمى براى آن قائلند.  در حالى كه مذهب، پيش از آنكه سراى آخرت را آباد كند آباد كننده سراى دنيا است، و اصولا تا مذهب در اين زندگى اثر نگذارد تأثيرى براى آن زندگى نخواهد داشت.

كوتاه سخن اينكه مواهب جهان مادى كه همه از نعمتهاى خدا است و حتما وجودش در نظام خلقت لازم بوده و هست اگر به عنوان وسيله‏اى براى رسيدن به سعادت و تكامل معنوى انسان مورد بهره‏بردارى قرار گيرد از هر نظر قابل تحسين است.

و اما اگر به عنوان يك هدف و نه وسيله مورد توجه قرار گيرد و از ارزشهاى معنوى و انسانى بريده شود كه در اين هنگام طبعا مايه غرور و غفلت و طغيان و سركشى و ظلم و بيدادگرى خواهد بود، درخور هر گونه نكوهش و مذمت است.

و چه زيبا فرموده است امام على (ع) در آن گفتار كوتاه و پرمغزش:« من ابصر بها بصرته و من ابصر اليها اعمته(نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 131)؛ آن كس كه با چشم بصيرت به آن بنگرد (و آن را وسيله بينايى قرار دهد) دنيا به او آگاهى مى‏بخشد، و آن كس كه به خود آن نگاه كند دنيا او را نابينا خواهد كرد. »

در حقيقت تفاوت ميان دنياى مذموم و ممدوح، همان چيزى است كه از«اليها» و« بها» استفاده مى‏شود كه اولى هدف را مى‏رساند و دومى وسيله را.

در نهج البلاغه مى‏خوانيم على (ع) در مقابل شخص پر ادعايى كه به اصطلاح« جا نماز آب مى‏كشيد» و پشت سر هم مذمت دنيا مى‏كرد، فرمود:« اشتباه كردى دنيا براى آنها كه بيدار و آگاهند سرمايه بزرگى است، و سپس شرحى در اين زمينه بيان فرمود از جمله اينكه: دنيا« متجر اولياء اللَّه» و تجارت خانه دوستان خدا است».( نهج البلاغه، حکمت 131)

بنابراين اگر در يك جا دنيا به« مزرعه» آخرت تشبيه شده، در اينجا به تجارتخانه تشبيه گرديده است كه انسان سرمايه‏هايى را كه از خدا گرفته به گرانترين قيمت به خود او مى‏فروشد، و در برابر متاع ناچيزى بزرگترين نعمت را از او دريافت مى‏دارد.( تفسير نمونه، ج‏24، ص 93)

قرآن کریم به ما یاد می دهد که تنها دنیا را نخواهیم بلکه دنیا و آخرت را با هم از خداوند متعال طلب کنیم.  «فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ * وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ * أُولئِكَ لَهُمْ نَصيبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِساب»‏( بقره/ 200 تا 202)؛بعضى از مردم مى‏گويند: «خداوندا! به ما در دنيا، (نيكى) عطا كن!» ولى در آخرت، بهره‏اى ندارند و بعضى مى‏گويند: «پروردگارا! به ما در دنيا (نيكى) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!» آنها از كار (و دعاى) خود، نصيب و بهره‏اى دارند و خداوند، سريع الحساب است»

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *